پیامهای مهم لورد
چیزی که من باید به شما بگویم لزوما نباید کتبا نوشته شود . در سومین دیدار در 18 آوریل سال 1858 بانو برای نخستین بار سخن گفت . برنادت با قلم و کاغذی در دستانش به دیدار بانو رفته بود ولی به آنها نیازی نبود . بانو مایل بود با برنادت رو در رو و مستقیم ارتباط داشته باشد . در ابتدا از او دعوت شد که قلبش را به روی پیام عشق و محبت بگشاید .
فقر و تنگدستی
در زمان برنادت غار ماسابی مکانی کثیف ، گمنام و سرد و مرطوب بود . غار ماسابی اصطلاحا خوک دانی یا طویله نامیده می شد . زیرا محیطی بود که در آن خوک ها چرا می کردند . مریم باکره با جامه ای سفید ظاهر می شد و سپیدی جامه او سمبلی از پاکی و پاکدامنی بود . و بانوی ما این رنگ را برای لباسش برگزیده بود . ظهور مریم مقدس در چنین مکان مرطوب و گمنامی یاد آور کتاب مقدس است . همایش نیکویی خدا با فقیر و بی چیزی انسان .
پیش از رویدادهای لورد و دیدار با بانو ، برنادت شرایط زندگی فقیرانه اش را پذیرفته بود و تسلیم اوضاع نامساعدش شده بود . او عمیقا باایمانی که از والدینش آموخته بود عجین شده بود . بعد از دیدار مریم مقدس ، هنگامی که بیشتر با راههای خدا آشنا شد تصمیم گرفت که هرگز رویه اش را در زندگی تغییر ندهد . و همیشه به کسانی که می خواستند او را از شرایط رقت بارش نجات دهند یک پاسخ می داد :
من می خواهم فقیر باقی بمانم
به او پیشنهاداتی مبنی به رفتن به پاریس داده می شد . جایی که او با توجه به داستان جالبش می توانست به خوشبختی دست یابد . برنادت دختری تعلیم ندیده و نا آگاه بود و آموزشهای مذهبی به او داده نشده بود اما علی رغم جهالتش ، رویدادهای لورد و مکاشفاتش او را قادر ساخت که دلیل فقر و بی نوایی بی اندازه خودش و خانواده اش را عمیقا درک کند . درست مانند عیسی مسیح که در بین فقیرترین مردم و یکی از آنها بود . و این نخستین پیام لورد بود .
توبه
لجن زار متعفن ماسابی نمادیست از توبه . برنادت با آن صورت آغشته به گل سمبلی از مسیح و عشق بی نهایت او به بشریت است . او ما را فرا می خواند که ماهیت واقعی گناه را ببینیم و زشتی شریر را نظاره گر باشیم . برنادت در حالی که طعم تلخ علفها را می چشید با شجاعت توبه و طلب آمرزش برای گناهکاران را زمزمه می کرد . این گونه اسطوره بودن و نمادینه شدن کار آسانی نبود . جمعیت ماسابی او را مسخره کردند تحقیر کردند و او تن به همه اینها داد و همه رنجها ار متحمل شد . هنگامی که او صورتش را به آب و گل آغشته کرد و از علفهای گلی و تلخ مزه کنار غار خورد مردم دلیل کارهای او را نفهمیدند و به او اهانت کردند . مسخره اش کردند . درست مانند عیسی مسیح آن زمان که صلیب را بر دوش می کشید و رنجور و نازیبا شده بود .
انبوه جمعیت او را مسخره می کردند و بر رویش آب دهان می انداختند و او سنگینی و گناه همه مردم عالم را بر روی شانه های خمیده اش حمل می کرد . توبه واقعی ما را قادر می سازد که گناهان خود را ببینیم و بدانیم چه موجودات بیچاره ای هستیم و به ما کمک می کند که با یکدیگر مهربان باشیم .
دعا و طلب بخشایش
در نهمین دیدار مریم مقدس از برنادت خواست که زمین را با انگشتانش حفر کند . به او گفت
به سوی چشمه برو و خودت را در آب آن بشور و از آب چشمه بنوش .
آنجا فقط مقداری آب گل آلود بود و این برای نوشیدن برنادت کافی می نمود . ابتدا این آب کثیف و گل آلود بود ولی بعد آهسته آهسته زلال شد . چشمه آب سمبولیست از پاک کردن قلبی که با گناه آلوده شده و با توبه و طلب بخشایش پاک می شود . برنادت درخواست بانو را اجابت کرد او بارها و بارها تکرار کرد
توبه توبه توبه برای گناهکاران طلب آمرزش کنید .
دعا و مناجات و طلب آمرزش ما را به سوی روح الهی هدایت می کند . و ما می دانیم که گناه در نقطه مقابل خداست و این همان پیام کتاب مقدس است .
کلیسا
در سیزدهمین دیدار بانوی ما به برنادت گفت
نزد کشیش ها برو و بگو در این جا کلیسایی بر پا کنند من می خواهم که مردم در صفوف منظم به اینجا بیایند .
کلمه صفوف منظم به زبان مردم لورد به معنای سفر از یک شهر و ناحیه به شهری دیگر و ملاقات با ساکنان آنجاست . و پیامش این است که تمام ملتها قاره ها و کشور های دنیا از پیر و جوان ، سالم و بیمار همه با هم برادر و برابر هستند و باید در صلح و آرامش کنار هم زندگی کنند و هر زبانی ، زبان تمام امتهاست و موسیقی هر ناحیه ای موسیقی کل مردم دنیاست .
در شانزدهمین دیدار در روز 25 آوریل 1858 برنادت به ماسابی رفت و بنا بر درخواست کشیش ناحیه پدر پیرامل برای سه مرتبه نام بانو را از او سوال کرد و در چهارمین بار بانو با لحجه محلی لورد به او جواب داد
'Que soy era Immaculada Councepciou'
من باکره حامله هستم
برنادت در ابتدا معنای آن کلمات را متوجه نشد و به نزد کشیش دهکده رفت تا نام بانو را به او بگوید و پدر پیرامل متوجه شد که بانویی که در غار ماسابی بر برنادت ظاهر می شود مادر مقدس است . و تمام پیام لورد در همین کلمه خلاصه می شود . باکره حامله ! بله مریم مقدس .
تصاوير آرامگاه حضرت مريم
برنادت سوبيرو مقدسه شهر لورد فرانسه است كه در سال 1844 ميلادي ديده به جهان گشود و در چهارده سالگي 18 مرتبه مريم مقدس را رويت كرد و به دستور بانو چشمه اب شفا بخشي جاري كرد كه تا به امروز هزاران هزار بيمار لاعلاج و صعب العلاج را شفا داده است . وي در 35 سالگي در اثر سل استخوان جان سپرد . و سي سال پس از مرگش به دستور مقامات نبش قبر شد . دليل نبش قبر اثبات قديسه بودن اين بانوست . در كمال حيرت بدن پاك و دست نخورده برنادت در تابوت نمايان شد . اين در حالي بود كه لباسها و تابوت برنادت پوسيده بود ! برنادت قديسه اعلام شد . جسم اين بانوي مقدس تا به امروز در يك تابوت شيشه اي در شهر نورز فرانسه نگهداري مي شود .
براي كساني كه به خدا ايمان دارند هيچ توضيحي لازم نيست و براي كساني كه به خدا اعتقاد ندارند هر توضيحي ناكافيست .