40 - علل شکست افراد در گلدکوئست !
جمعه هفتم اسفند 1383
**********************************
براي
موفقيت در تجارت گلدکوئست ، جلسه هر فرد با خودش ، موثرترين جلسه اوست. تا روي کار
خودش تمرکز کند و بپرسد: «الان در کجاي اين کار قرار دارم؟» اين ديدي که Beginner هستيم اگر از بين برود آن روز ، روز شکست ما
است . به قسمتهايی از CD
يک آموزشي اشاره ميکنم.
هشت دليل براي شکست افراد در اين حرفه وجود دارد :
۱- جدي نگرفتن کار: فکر ميکنند که اين يک کار موقت است يا کار
کسانيست که شغل ديگري ندارند که انجام بدهند . اما بايد توجه داشته باشيم که چيزي
به نام تجارت موقت نداريم ! بلکه تاجر موقت داريم ! اغلب کار را جدي نميگيرند چون
همه فکر ميکنند که براي راه اندازي يک تجارت موفق نياز به سرمايه بالايي دارد .
خيليها ميگويند امتحان ميکنم اگر خوب از آب درآمد آن را جدي خواهم گرفت . داشتن
چنين چهارچوب ذهني مثل اين است که يک تاجر بگويد که من در يک نانوايي سرمايه گذاري
مي کنم اگر خوب بود سپس آن را جدي ميگيرم . پس اول بايد جدي گرفت و بعد بايد پول
درآورد .
بهترين کود براي يک مزرعه جاي پاي دهقان است . يعني بايد در آن مزرعه قدم بزند و
کار کند و شخم بزند و آبياري نمايد .
۲- شک (Doubt): آفت اين تجارت است . اين کار ايمان ميخواهد
.(مثل هر کار ديگري) در اين کار با وجوديکه هنوز خودتان چکي نگرفته ايد به خاطر
اينکه طرح را ديده ايد ، حس کرده ايد ، شاهد موفقيت ديگران بوده ايد ، سپس ايمان
آورده ايد .
به افراد تازه کار هشدار بدهيد که از منفي بافان و رويادزدان دوري کنند . وارد
مشاجره نشويد مگر آنکه شما صاحب نفوذ باشيد و :
واقعا از منفي
بافان دوري نماييد
اين افراد در حقيقت با منفي بافي خود ميگويند: تو چطور به خودت جرئت ميدهي فکر کني
که ميتواني برتري داشته باشي درحاليکه مثل ما هستي ؟
در عوض به افرادي نزديک شويد که عاشق اينکار هستند. بعد از يک مدت ، همه افرادي که
به شما ميگفتند «نــه!» وقتي موفقيتهاي شما را ببينند ، به شما نگاه ميکنند و
ميگويند که کار خوبي است .
(توضيح
اينکه: دوري از منفي بافان خيلي جاهاي ديگر هم توصيه شده است. مثلا در تعليمات
مذهبي به مردم کم اطلاع گفته ميشود که از کفار دوري کنيد و کتابهاي
ضاله را نخوانيد اما از افراد عالم و صاحب نفوذ ميخواهند که برعکس بياييد و با
کفار بحث کنيد . پس بايد دقت کرد که وارد مشاجره نشويد مگر آنکه شما صاحب
نفوذ باشيد)
به جاي
دلسرد شدن به موفقيت فکر کنيد. به باور فکر کنيد و بگوييد چرا فلاني ، موفقيت را
درک نکرد . اگر شما را پس زدند به دليلش فکر کنيد .
شما معيار اصلي شبکه خودتان هستيد و چه بخواهيد و چه نخواهيد روي آن شبکه نفوذ
داريد . پس هر چيز منفي را به سمت بالا و هر چيز مثبتي را به سمت پايين هدايت
کنيد و خيلی مهم است (Negative UP & Positive Down)
(اگر
زيرمجموعه هايتان شما را منفی ببينند ، اين منفی و نااميد بودن شما به زيرمجوعه
تان duplicate ميشود . آنها هم زير مجموعه هايشان را دو
برابر نا اميد ميکنند)
۳- کساني که براي
آموزش ديدن در اين تجارت وقت نميگذارند: براي موفق شدن در اين رشته بايد تمام
جوانب آن را مطالعه نمود. هر چه بيشتر بدانيد ، مسلطتريد . تا آنجايي که ميتوانيد
در مورد شرکت چيز ياد بگيريد. مثلا: چرا شروع به کار کرده؟ ... چرادر هنگ کنگ؟
...مديرانش چه کساني هستند؟ ... چطور توانست با ضرابخانه سلطنتي استراليا همکاري
کند و ۳۰۰۰ شرکت در حال حاضر در دنيا از اين طريق فعاليت ميکنند .
هر چه بيشتر بدانيد اعتماد به نفستان بالا ميرود. پس خود را از منافع و امتياز
آگاهيها محروم نکنيد .
۴- فکر ميکنند که
اين کار ، راه سريعي براي پولدار شدن است: اگر يک سازمان بزرگ
با چکهاي بزرگ ميخواهيد؛ بايد يکسري فداکاريهايي هم انجام بدهيد . مثلا از چند
تفريح و مهماني و ... چشمپوشي کنيد. بايد بهاي موفقيت در اين کار را حساب کرد .
در اين کار بايد ديگران را براي ليدر شدن پرورش داد و اين کار زمان ميبرد. پس اين حرفه
پولدرار است (۱۰۰٪) اما نه به سرعت !
۵- خيليها هستند
که تمرکز ندارند: تمام افراد موفق تمرکز دارند . قانون اول مبارزه میگوید که
تمرکز همان قدرت است. Levi Strauss
با دوخت شلوار جين به همه جا رسيد و فقط جين توليد کرد. البته به تازگي پيراهن هم
دوخت اما بعد از حدود ۱۳۰ سال توليد جيـن! چيز زيادي بلد نيست درست کند اما جين را
خوب بلد است !
۶- نميدانند که
چطور ديگران را پرزنت کنند: اگر نتوانيد کارتان را معرفي کنيد ، کسي شما
را جدي نميگيرد . اگر مشتري خودتان را بياوريد در جلسه بدون آنکه خودتان بتوانيد
معرفي کنيد ، فکر ميکند که شما کار را جدي نگرفته ايد . البته قرار نيست که همان
اول بتوانيد معرفي کنيد اما بعد از چند ماه بايد بتوانيد و اگر بتوانيد ، مشتري ميداند
که شما کار را جدي گرفته ايد .
پس چگونگي معرفي کار را ياد بگيريد و آموزش بدهيد .
۷- آينده را نگاه
نميکنند(فقدان آينده نگري): يعني فقط امروز را ميبينند . وضع مجموعه را در
۶ ماه آينده در نظر بگيريد . آينده شما در آينده بستگي به کارهايي دارد که در
آينده انجام ميدهيد يا نه ؟
۵ سال ديگر بالاخره ميرسد چه امروز به فکرش باشيد و چه نباشيد . آينده به شما خيره
شده است . شما ميخواهيد چه کار کنيد ؟
۸- کسي که شکست
ميخورد بينش ندارد: به آدمهاي بدون بينش اميد نبنديد . بدون بينش انسان از بين
ميرود . بينش انسان را به تکاپو وا ميدارد . بينش به انسان جسارت ميدهد . بينش
کاري که هر روز انجام ميدهيد را متنوع ميکند . اگر ميخواهيد در کاري موفق بشويد
اول مشحص کنيد که هدفتان چيست و چه چيزي را هدف گرفتهايد ؟
منبع : پرندگان مهاجر