1

506  چرا گلدکوئست از لحاظ شرعی حلال است

يكشنبه سوم مهر 1384 

**************************************************

قرآن کریم: " آیا آنانکه میدانند با آنانکه نمیدانند برابرند؟ "

پاسخ به سئوال

آیا فعالیت QI شرعی است؟

جواب – اوّل ببینیم "شرعی است" یعنی چه؟ یا به عبارتی شرعی بودن یک مسئله به چه معناست؟ شرعی بودن، به این معنی است که آیا موافق دین و احکام الهی است یا خیر؟ امّا این که مسئله ای موافق دین باشد یعنی چه ؟ یعنی اینکه مخالف حکم خدا نباشد به عبارتی در کلّ، شرعی بودن یعنی اینکه نظر خداوند در اینباره چه بوده است؟ و حکم خداوند آخرین و بالاترین حکم است.

امّا از کجا بدانیم حکم خدا در مورد مسئله ای چیست؟ آیا از سخن خدا معتبرتر کلامی وجود دارد؟ پس از کتابهای آسمانی که کاملترین ،آنها همانا قرآن کریم است میتوان در بسیاری موارد به حکم خدا در رابطه با سئوالمان رسید. شاید بعضی بپرسند آیا در قرآن کریم میتوان جواب هر ایراد یا مشکلی را پیدا کرد؟ جواب اینست، مسلماً بله، زیرا خداوند خود به دفعات میفرماید، در هر موردی اختلاف پیدا کردید به قرآن مراجعه کنید که در آن جواب هر سوالی را خواهید یافت.

در آیۀ 64 سورۀ نحل چنین میفرماید: " ما قرآن را بر تو نازل نکردیم مگر برای اینکه آنچه را در آن اختلاف دارند برای آنها روشن کنی."

و همچنین در همین سورۀ مائده میفرماید:

" قرآن کتابی است که ما با برکت و علم و خیر بسیار فرستادیم، از آن پیروی کنید."

و باز در

آیۀ 81 سورۀ نحل: " و ما این کتاب را نازل کردیم که بیانگر همه چیز و مایۀ حیات و رحمت و بشارت برای مسلمانان است."

آیۀ 10شوری: "در هر چیز اختلاف کنید، داوریش با خداست، این است خداوند، پروردگار من، بر او توکل کرده ام و به سوی او باز میگردم."

آیۀ 119 سورۀ انعام: " خدا هر چرا که بر انسان حرام کرده مفصلّ بیان نموده و از آنها هم به هر آنچه ناچار شوند باز حلال است.

و همچنین راههای دیگری که برای رسیدن به حکم خدا وجود دارد به جز کتاب خدا که ذکر شد، سنّت و اِجماع است که هر کدام معنی کاملاً مشخصی و واضحی دارد و در ادامه راجع به آن بحث خواهد شد.

امّا در مورد قران مجید موارد متعددی در مورد اینکه بسیاری از نعمتها و زینتها از طرف بندگان، که خود را نمایندۀ خدا پنداشتند حرام شده است و حکم خدا نبوده است از جمله:

59 سورۀ یونس:

" آیا روزیهایی را  که خدا بر شما نازل کرده دیده اید؟ که بعضی را حلال و بعضی را حرام نموده اید؟ بگو: آیا خداوند به شما اجازه داده، یا بر خدا افترا میبندید.( و از پیش خود، حلال و حرام می کنید؟!)"

 

32سورۀ اعراف:

"بگو ای پیغمبر: چه کسی زینتهایی را که خدا برای بندگان آفریده حرام کرد؟ و از صرف رزق حلال و پاکیزه منع کرده؟ بگو این نعمتها در دنیا برای اهل ایمان است و خالص اینها."

87 سورۀ مائده:

"ای اهل ایمان حرام نکنید نعمتهایی را که خدا برای شما حلال نموده و ستم و تعدّی به یکدیگر نکنید."

119انعام:

" آنچه خدا بر شما حرام کرده، مفصّل بیان نموده که از آنها هم به هر چه ناچار شوید، باز حلال است."

از آنچه گفته شد میتوان نتیجه گرفت برای تمامی سئوالها جوابی در قرآن میتوان یافت حتی در مورد تجارتهای جدید. سئوال اینست که یکنفر که عضو QI است چه فعل حرامی مرتکب میشود. همانطور که میدانید در این شغل ما دو فعل یا عمل را انجام میدهیم:

1. خرید محصول که در اسلام به آن بیع گفته میشود و بازاریابی برای محصولات کمپانی که طبق قراردادی کاملا مشخص و معلوم نوشته شده و به امضای طرفین قرارداد رسیده است و طبق این قرارداد ما در ازای بازاریابی برای این کمپانی مبلغی مشخص حق الزّحمه دریافت میکنیم، به این قبیل قراردادها در اسلام جُعاله گفته میشود که کاملا حلال و شرعی است.

2.حتی اگر فعل ما یعنی بازاریابی را جُعاله تعریف نکنیم و نام دلالی و واسطه گری را بر آن بگذاریم باز هم هیچ ایراد شرعی نمیتوان بر آن گرفت چون در اسلام دلالی هم حلال میباشد و در موارد گوناگون به آن اشاره شده است. محصولی هم که ما بازاریابی میکنیم خواه طلا باشد و یا تور تفریحی و یا دیگر محصولات QI محصولات کاملاً مشخص و ارزشمندی هستند و خرید و فروش و دلالی این محصولات در هیچ جای اسلام حرام و یا حتی مکروه نیست. اگر این طور باشد تمام کارهایی که در آنها واسطه گری وجود دارد زیر سئوال میرود. آیا طلافروشها که هیچ عملی روی طلا انجام نمیدهند فعل حرام انجام میدهند؟ آیا فروش سکه های بهار آزادی که بیش از مقدار طلای خود قیمت دارند حرام است؟ آیا فروش ارز و اوراق بهادار و باقی چیزهای مشابه حرام است؟ چه فرقی بین فعل ما و فعل یک تاجر یا فروشنده طلا وجود دارد؟ آیا کسانی واسطه گری زمین یا چیز دیگری را انجام میدهند، بدون اینکه عملی روی آن چیز انجام دهند آیا فعل حرام مرتکب شده اند.

3. آیا آیات عظام در مورد تجارتی که ما انجام میدهیم اطّلاعات کافی دارند؟ از کجا این اطلاعات را کسب کرده اند؟ آیا دلیل مخالفت برخی از آنها به علت نا آگاهی آنها از این تجارت نوین نیست؟ آیا کسانی که این تجارت را به آیات عظام معرفی نموده اند در معرفی آن صادق بوده اند و اصلا خودشان اطلاعات کافی داشته اند و بدون غرض ورزی این تجارت را معرفی نموده اند یا خیر صادق نبوده اند یا اطلاعاتشان غلط بوده است یا غرض ورزیده اند و یا هر سه؟ احتمالا هر سه.

آیات عظام با چند کارشناس در زمینه این تجارت و نحوه و تاریخچه و اعتبار آن در دنیا مشورت کرده اند؟ آیا از برخورد مراجع شرعی در دیگر کشورها با این نوع تجارت اطّلاع کافی دارند؟ آیا براساس واقعیتهای این تجارت حکم میدهند یا براساس آنچه به آنها گفته شده؟ چقدر در مورد این کمپانی و نحوه بازایابی آن تحقیق کرده اند؟ آیا هر تجارتی که برخلاف منافع گروهی قلیل که کشور را ارث پدرشان میدانند راه اندازی شود حرام است؟ آیا بهتر نیست اوّل بیاندیشیم و بعد رای دهیم؟

4. آیا آیات عظام نمی دانند که اگر در مسئله ای خلاف حکم خدا حکم دهند نتایج بسیار بدی در انتظار خودشان و جامعه است؟ جواب اینست که این را خوب میدانند و به همین علّت جانب احتیاط را رعایت میکنند و نظر خود را بیان کرده و در بیشتر موارد استفتاء میدهند و فتوی نمیدهند و اگر فتوی هم بدهند باز احتیاط میکنند و ضمنا در هر صورت نظر، نظر خودشان است و لزوما حکم خدا نیست و فقط بر عهدۀ مقلدان آنها است که آن حکم را اطاعت کنند که  اگر آنها نیز مرجع خود را عوض کنند باز بر آنها نیز واجب نیست. آیا اگر مقلّدی یقین بداند که مرجع تقلید وی در مورد مسئله ای اشباه کرده باز باید به تقلید خود ادامه دهد؟ در اسلام جواب این سئوال داده شده است و جواب اینست: اگر مقلّد در این مورد یقین حاصل کند و بداند که مرجع تقلید به دلیل کمبود اطلاعات و یا به هر علّتی اشتباه کرده و یا ناچار به دادن رای بوده است تقلید از این مرجع جایز نیست، برای اثبات این مبحث میتوان به کلیه کتب اسلامی در زمینه تقلید رجوع کرد.

5. آیا اگر از حضرت ولی عصر (عج) نیز در مسئله ای استفتاء کنند اوّل میگوید حرام است و بعد میگوید حلال است و بالعکس؟ پس چرا در مورد آیات عظام این مسئله مصداق ندارد؟ آیا دلیل آن این نیست که اطلاعاتی که در بعضی موارد به آنها میرسد ناقص و یا خلاف واقعیت است و گروهی میخواهند رای و نظر خود را از زبان این عزیزان بیرون بکشند؟ مثلا قبلا مراجع تقلید گفته بودند که ماهیان غضروفی و خاویار آنها به دلیل نداشتن فلس حرام هستند امّا بعداً با وسایل و دلایل علمی ثابت شد که این ماهیان فلسهای میکروسکوپی دارند که با چشم غیر مسلح قابل دیدن نمیباشد و در نتیجه فتاوی و استفتائات در این مورد برگشت. بعداً معلوم شد که رای مراجع به این علت اشتباه بود که آنهایی که اطّلاعات را دراین مورد به مراجع رسانده بودند عمداً اطّلاعات غلط داده بودند به دلیل اینکه از صادرات این ماهیان منافع عظیمی میبردند و میخواستند مصرف داخلی نداشته باشیم. و یا در مورد شطرنج که بازیگر این ورزش را برخی از مراجع در همین چند سال پیش ملحد میشناختند پس چرا رای آنها برگشت.  آیا بدین علت نبود که عدّه ای جاهل مقدس مئاب ذهنیت بدی در مورد شطرنج برای آیات عظام ساخته بودند. و از این موارد بسیار میتوان مثال آورد.

 اگر یادتان باشد در آن سالها که قرصهای ضد بارداری به ایران آمدند، آیات عظام و مراجع تقلید استعمال آن را به هر طریق حرام دانستند، سالها گذشت و رای آنها به این نظر برگشت که اگر تاقبل از دمیده شدن روح به نطفه یا جنین استعمال شود اشکالی ندارد ( در این مدّت چه تعداد از جمعیت به خاطر این رای بدبخت شدند، خدا میداند. خانواده های از 12 تا بیست نفری زیادی در آن زمان در کشور داشتیم) بعد مسئله سقط جنین با عمل جراحی پیش آمد، باز مراجع گفتند حرام است و قتل نفس محسوب میشود بعد از مدتی دوباره آراء برگشت به این ترتیب که اگر پزشک تشخیص دهد، حلال است. به این جمله دقّت کنید "اگر پزشک تشخیص دهد" چرا؟ به خاطر اینکه اطّلاعات پزشک در این خصوص خیلی بیشتر از یک مرجع تقلید است. خوب آیا نمیتوان این را تعمیم داد، در مورد تجارتهای جدید چطور؟ آیا در این موارد نیز اطّلاعات مراجع به همان اندازۀ سقط جنین نیست؟ وقتی بسیاری از تحصیلکرده های ما هنوز نت ورک مارکتینگ را نمیشناسند و هر کدام تعریف خاصّ خود را از آن دارند پس چه انتظاری از مراجع دارید؟ اگر تصمیم یکی از مراجع ده سال بعد برگشت، تاوان این زیان سنگین را چه کسی خواهد داد؟ تاوان این همه استعدادهای به باد رفته را چه کسی خواهد داد؟

امام صادق (ع) میفرماید : " دو دسته کمر مرا شکستند، اوّل عالمان بی عمل و دوّم جاهلان مقدس مئاب" 

6. اصلاً آیا لزومی دارد که در موردی که خود انسان اشراف و اطّلاعات بیشتری درباره مسئله ای دارد، از شخصی که مراتب اطلاعات کمتری دارد نظر بخواهد. مثلا تا به حال دیده اید که کسی به خاطر افتتاح مشاور املاک از مراجع استفتاء بخواهد تا این بندگان خدا هم به زحمت افتاده و از منابع درست و غلط در این رابطه اطّلاعات کسب کنند و در آخر هم به خاطر وظیفه حکمی دهند که خود باید روزی جوابگوی آن باشند. قرآن کریم در آیات 187 الی 202 سورۀ بقره به شرایط قراردادها اشاره کرده که باید نوشته شود و امضاء و گواهی طرفین مبنی بر اجرای مفاد قرارداد باید ثبت شود یعنی رضای طرفین که در لاتین به آن Agreement میگویند و قراردادهای QI تمام شرایط فوق را دارد. آیا شما از قران بالاترید؟ اَئمۀ معصومین (ع) به کرّات فرموده اند که اگر حرف یا سخنی از ما شنیدید که مخالف قران بود آن را به در و دیوار بکوبید و باطلش کنید، این دربارۀ سخنان ائمۀ معصومین(ع) است که معصوم هستند و اشتباه و خطا ندارند چه رسد به استفتائات و فتاوای مراجع که نه منابع درستی برای تحقیق دارند و نه انسانهای صادقی وجود داشته اند که حقیقت این تجارت را برای آنها بازگو کنند. این را نیز دقیقاً میدانم تمام اطلاعات مراجع راجع به QI را گروهی افراد مغرض، نادان و مرتجع که به خاطر منافع خودشان حاضرند هر کاری بکنند را در اختیار آنها گذاشته اند. در مراجعه ای که خود من به یکی از این مراجع داشتم متوجه شدم آنها راجع به کار دیگری صحبت میکنند و من راجع به کار دیگری، در واقع کاری که ایشان در مورد QI توضیح داده و حکم داده بود به نظر من هم و به نظر هر کودکی حرام است. چه میتوانستم بگویم، او که مرجع تقلید خود من نیز بود و تا اندازه ای او را قبول داشتم که هر چه میگفت انجام میدادم، با حیرت میدیدم که هیچ چیزی در مورد تجارتی که من انجام میدهم ندارد که هیچ، بلکه بسیار هم بد متوجه شده یا حداقل اینطور برای او تشریح کرده اند. جالب است که هیچ کس دلیل منطقی برای حکمی که داده ندارد.

مثلا میگویند: درست است که آشامیدن مشروب حرام است، ولی تولید و فروش آن در صورتی که به کشور مسلمان نفع برساند حلال است همچنانکه در حال حاضر این مشروبات در کشور تولید و صادر میشود، بگذریم که قسمتی از تولیدات در بازار خودمان به فروش میرسد. سئوال اینست: آیا فروش یا تولید هر چیزی اگر به کشور مسلمانی نفع برساند حلال است؟ اگر این طور باشد وااسفا که فروش بعضی چیزها علارغم سود مالی برایمان بسیار گران تمام خواهد شد؟ میدانید که چه میخواهم بگویم، قبلا گفته ام و مثل اینکه احساسات خیلی ها را جریحه دار کرده ام.

یا گفته میشود که خرید و فروش آنچه به جامعه ضرر بزند، حرام است. سئوال اینست پس چرا تجارت پر سود مواد مخدر حرام نیست؟ چرا؟

 گفته میشود فعالیت QI به جامعه ضرر میزند امّا نگفته اند و ما هم متوجه نشدیم از کدام بخش از جامعه صحبت میکنند. اقلیتی که بیشترین سهم از منابع این کشور را دارند؟ یا اکثریتی که سهمی از منابع این کشور را ندارند؟ جواب این سئوال را خودتان بگوئید.

 یادتان هست در اوّل انقلاب تبلیغات تلویزیونی ممنوع، تبلیغات محصولات خارجی خیانت به کشور و از قول خیلی ها حرام و استفاده از خانمها در تبلیغات حرام در حرام در حرام بود؟ حالا چه شده تبلیغات تلویزیونی نفس مردم را بریده است و روزنامه های تمام رنگی همشهری و جام جم و...و صدا و سیما در تبلیغات اجناس خارجی گوی سبقت را از هم دیگر ربوده اند و در اکثر تبلیغات سبک و جلفشان از خانمها استفاده میکنند.

چطور ممکن است تجارت QI که بر پایۀ روابط درست انسانی پایه ریزی شده است و عادلانه ترین روش تقسیم سود را دارد و کسی نمیتواند منکر تحول شخصیتی و اخلاقی افراد در این تجارت باشد ایراد شرعی داشته باشد. در کدام تجارت سراغ دارید که افراد اینهمه از یکدیگر حمایت کنند؟

آیا واردات اتومبیل که چند برابر قیمت تمام شده در کشور فروخته میشود شرعی است؟ آیا قانون اجاره به شرط تملیک(لیزینگ) در کشور ما با هیچ کجای دنیا سازگاری دارد که یک اتومبیل مدل 15 سال پیش جهانی با چند برابر قیمت برای یک نفر تمام شود؟ آیا فروش تولیدات داخلی خودروسازان به چندین برابر قیمت تمام شده حرام نیست؟ ماکسیمای تولید ایران در نمایشگاه دبی به 9000 دلار قیمت گذاری میشود و به مشتری ایرانی 33 میلیون فروخته میشود. چرا؟ حتما جواب میدهید به خاطر حمایت از تولیدات داخلی. بله، ولی در هیچ کجای دنیا این همه اختلاف وجود ندارد.

آیا شرکت مردم در قرعه کشی بانکها به قصد برنده شدن، قمار و لاتاری نیست. اگر نیست پس در فقه اسلامی چه نوع تجارت یا فعالیتی است؟ شرکت در لاتاریی که احتمال برنده شدن هر شخص در آن نزدیک به صفر است.

چه نامی روی سودهای نجومی که بانکهای به اصطلاح اسلامی از مردم به خاطر پرداخت وام میگیرند میتوان گذاشت؟ آیا این همان ربا نیست که در غالب بانکداری اسلامی رنگ و لعابش داده اید. مگر خداوند در قران نگفته است که به هر که قرض میدهید همان مقدار باز پس گیرید و نه بیشتر و اگر نداشت مهلتی دهید تا قرض شما را ادا کند.

آیا تجارتی سراغ دارید که شخص خود را متعهد بداند تا همه اعضاء در آن تجارت سود کنند؟ آیا در هیچ تجارتی حمایت و کمک تا به این حد وجود دارد؟ آیا در تجارت سنّتی فکری بجز چاپیدن مردم و سر کیسه کردن آنها وجود دارد؟

"اگر دین ندارید حداقل آزاده باشید" بهتر نیست شما هم مثل لوئی شانزدهم بگوئید "قانون یعنی من" ، یعنی هر چیزی که به نفع شماست حلال و قانونی و شرعی و ... و هر چیزی به نفع شما نباشد حرام و غیرقانونی و غیر انسانی و غیراخلاقی و غیر...است. بله شما همان غارنشینان عصر جدید هستید که حاضر نیستید از دخمه های ذهنی تارعنکبوت بسته خود بیرون بیاید و جسارت نگاه کردن به روشنایی را ندارید. حکایت شما همان حکایت آن مرد و پیاز اَکّۀ آن شیخ است که میگفت : در حدیث آمده است "هر کس یک مَن از این پیاز را بخرد یک وجب از خاک بهشت را خرید است و ...." ادامه دارد.

منبع : وبلاگ گلدکوئست، آزادي انتخاب