1

68 - آيا سکه‌هاي کلکسيوني پس از مدتي گران خواهند شد ؟

پنجشنبه چهارم فروردين 1384 

××××××××××× 

اصولا اقلامي مانند مسکوک سمبليک، پول رايج(مسکوک و اسکناس)، تمبر و ... پس از مدتي خود به خود گران مي‌شوند. شما اگر بخواهيد که يک جفت اسکناس پشت سر هم ده ريالي ۱۳۳۳(بانک ملي) را از ميدان فردوسي تهيه کنيد چقدر بايد هزينه کنيد؟ ده هزار تومان؟ ... پانزده هزار تومان؟ ... بيست هزار تومان؟ اسکناس صد توماني رضا پهلوي چقدر است؟ مجموعه‌ي نقره‌ي Empire Of Iran (۱۹۷۱) چطور؟ اين مجموعه، ۳۰ سال پيش ۴۵۰ريال ارزش داشت؛ الان نبايد بيش از ۲۰هزار تومان باشد پس چرا قيمتش ۴۰۰هزار تومان شده است؟ کدام‌يک از اقلام فوق را مي‌توانيد به قيمت مواد اوليه‌شان تهيه کنيد؟ کاغذ يک اسکناس منسوخ شده چقدر مي‌ارزد؟ صد گرم نقره چقدر مي‌ارزد؟ آن‌ها روز اول از چه خصوصياتي برخوردار بودند که سکه‌هاي گلدکوئست نيستند ؟

 

مدتي پيش، بحثي با يکي از مخالفين داشتيم که با وجود روند جالبي که بحثمان داشت؛ ايشان از آن مناظره کناره‌گيري کردند و البته بنده در موضوعي جداگانه در موردش و دلايل بي‌اساس مضر بودن گلدکوئست مطالبي نوشتم و نکات متناقض و استدلالات غير منطقي‌شان را يادآوري و نيز تصريح نمودم که اگر اين واقعيت را قبول کنند که دلايلشان منطقي نبود؛ گرچه يکبار با غيظ و اوقات تلخي، بحثمان را ترک کردند و گرچه عبارات و کنايه‌هاي توهين‌آميزي به بنده نسبت دادند؛ اما باز هم حاضرم در مورد دلايل جديدشان به بحث بنشينم. ليکن ايشان بدون قبول آن موضوع، از دري ديگر وارد بحث شدند و البته بنده نيز  مي‌دانستم که هيچ‌گونه رغبتي به قبول واقعيت ندارند و تنها هدفشان، پيروزي در بحث، ولو به قيمت «اغماض از واقعيات» است؛ با اين حال براي اثبات اين‌که مخالفين گلدکوئست، فقط به اشکال‌تراشي‌هاي بي‌اساس و مخالفت‌هاي بي‌دليل و در عين حال، بي‌ثمر  مي‌پردازند؛ پس با کمال ميل، گفتگو را ادامه دادم. تا روزي مطمئن شدم که ايشان تا کنون بايد از لحاظ منطقي قانع مي‌شدند اما هرچه باشد؛ کسي که خواب است با شخص به ظاهر خوابيده، خيلي فرق دارد! لذا اين‌دفعه خودم از آن به بحث بي‌نتيجه کناره‌گيري نمودم و بد نيست که توضحياتي از آن را براي شما خواننده‌ي عزيز بنويسم :

ايشان در موضوعي جديد به نام ارزش کلکسيوني سکه‌هاي گلدکوئست، به کل با فلسفه‌ي گران شدن سکه‌ها مخالفت فرمودند و آن را تکذيب نمودند. عمده سخن ايشان در مورد آن سکه‌ها به اين شرح است :

 

۱- اين سکه‌ها تاکنون گران نشده‌اند .

۲- اگر هم چند سکه با قيمت بيش‌تر خريد و فروش شده‌اند به احتمال قوي! معاملات کذب بودند .

۳- اگر معاملات هم کذب نبودند پس خريداران احمق و جاه‌طلب و فخر فروش بودند همان‌طور که فروشندگان، بي‌انصاف بودند .

۴- دليلي ندارد که در آينده نيز سکه‌هاي گلدکوئست گران‌تر شوند .

۵- اگر هم بشوند ارزششان باطل و خريداران، احمق و فروشندگان بي‌انصاف خواهند بود .

 

تکذيب گران شدن سکه‌هاي کلکسيوني :

موضوع اين است که آيا سکه‌هاي گلدکوئست که از سه خاصيت مهم محدوديت، مرغوبيت و سمبليک بودن برخوردارند؛ به مرور زمان گران نمي‌شوند؟ ايشان معتقدند که نه‌خير! اين سکه‌ها اگر ۱۰۰۰ سال هم از ضربشان بگذرد؛ گران نخواهند شد .

مي‌دانيم که امروز در ايران، قيمت طلاي ۲۲ عيار در واحد گرم، البته در بازار طلا فروشي، حدود ۱۰۰۰۰ تومان است. يعني اگر يک سکه‌ي بهار آزادي را آب کنيد و به صورت يک فلز بدون شکل درآوريد؛ حدود ۸۰هزار تومان ارزش دارد. پس چرا سکه‌ي بهار آزادي طرح جديد(امام) با قيمت ۹۵هزار تومان معامله و چرا طرح قديمش با همان عيار و وزن، به قيمت ۱۱۸هزارتومان فروخته مي‌شود؟ آيا تنها دليلش اين نيست که چند عامل مهم دست به دست هم مي‌دهد تا قيمت سکه بالا رود؟ آيا محدوديت، مرغوبيت و سمبليک بودن در عرضه و تقاضاي سکه‌ها تاثير ندارد؟! اما يک مثال ملموس‌تر عرض کنم: سکه‌اي مربوط به سال ۱۹۱۳ که قيمتش در آن زمان ۲۰$ بوده و اکنون ۳۱۵۰$ است يعني قيمتش به طور متوسط هر ۵ سال، بيش از ۸ برابر شده است. سکه‌اي ديگر در سال ۱۹۰۹ مبلغ ۲۰دلار قيمت داشته و امروز قيمتش ۱۴۵۰ دلار است.(رجوع شود) البته قدمت و ارزش پايه در ارزش روز آن سکه‌ها بي‌تاثير نيست اما نه آن‌چنان که بتوان براي افزايش قيمت سکه‌ها فرمول به خصوصي کشف نمود. اما چيزي که مسلم و بديهي‌ست: سکه‌هاي کلکسيوني، به مرور گران‌تر مي‌شوند .

  

کذب بودن اين‌گونه معاملات :

چطور مي‌توانيم به اين راحتي بگوييم که چنين معاملاتي کذب بودند. جالب اين‌جاست که ايشان لينکي دادند از يک سکه‌ي کعبه آن‌هم با شماره سريال ۱ يعني اولين سکه‌ي فروخته شده! و ادعا کردند که فروشنده‌اش حاضر است آن را ۸۰۰ دلار بفروشد. من به زعم اين‌که ايشان راست گفته‌اند! ابتدا خيلي خوش‌حال شدم چون حاضرم آن را گران‌تر بخرم لذا با آن سايت مکاتبه و تقاضاي خريد نمودم که تا امروز پاسخي نيامده است.   [ البته لازم به توضيح است که امروز مورخ (۸/۱۲/۸۳) متوجه يک ايميل از طرف به اصطلاح فروشنده شدم که نوشته سکه‌ی کعبه‌ی مورد نظر شما فروخته شده است؛ لطفا آيتم‌های ديگری را از سايت انتخاب کنيد.(رجوع شود) البته من چون احتمال اين را هم مي‌دادم که موضوع کذب باشد؛ لذا قبلش با چند تا ايميل ديگر هم چنين درخواستی را دادم اما به هيچ‌کدام از آن‌ها پاسخی داده نشد... جالب است!!] ضمنا وقتي آدرس مورد نظر را بررسي کردم؛ متوجه شدم که اولا فروشنده‌اش بي‌نام و نشان است. يعني هر کسي مي‌تواند يک عکس آن‌جا بگذارد و به دروغ بگويد که «مثلا يک ميليارد دلار مي‌فروشم» و ضمنا آن ۸۰۰ دلار، قيمت سابق سکه است. مثل همان ۲۰ دلار مثال فوق! و نه قيمتي که سکه اکنون ارزش دارد. يعني آن ۸۰۰ دلار، قيمتي‌ست که گلدکوئست سکه را فروخته و موضوع ديگر اين‌که  فرمودند به احتمال قوي معاملاتي که در آن سکه‌ها، گران‌تر از قيمت پايه، خريد و فروش شده‌اند؛ ساختگي هستند؛ بنده هم به همان راحتي عرض مي‌کنم که نه‌خير! اين‌گونه معاملات حقيقي هستند و ادعای ايشان به احتمال يقين، کذب و ساختگي است !

 

خريداران جاه‌طلب و فروشندگان بي‌انصاف :

ايشان به همان راحتي که نقل و نبات تناول مي‌فرمايند؛ به ديگران هم افترا مي‌زنند. از نسبت و انتشار عناويني چون مغلطه‌کار، دوز و کلک‌باز، قمارباز و کلاه‌بردار بگيريد تا بي‌انصاف و فخر فروش و جاه‌طلب!  اين منطق ايشان است واقعاً که ... !  اما اگر خيلي بدبين باشيم؛ ۹۰درصد کساني که سکه‌اي از گلدکوئست خريده‌اند؛ حاضر به فروشش نيستند. چه اشکالي دارد؟ فرض کنيم که يک سکه در ۸۰۰۰ قطعه ضرب شود لذا ۸۰۰ نفر در آينده آن را مي‌فروشند. پس از چند سال، قطعا، تعداد زيادي کلکسيونر به هر دليلي نتوانسته‌اند آن‌ها را قبلا تهيه کنند و حاضرند براي خريد سکه‌ها با هم رقابت و قيمت پيش‌نهاد کنند. مثالي بزنم از سکه‌هاي بهار آزادي. مي‌دانيم که قيمت سکه‌ي بهار آزادي طرح جديد، ۹۵هزار تومان و طرح قديمش با همان وزن و عيار، ۱۱۸هزار تومان است. يعني حدود ۲۵درصد گران‌تر از قيمت اصلي و ۴۷ درصد گران‌تر از قيمت طلايش!! پس اگر با منطق آنتي‌گلدکوستيون محاسبه کنيم؛ قيمت سکه‌ي طرح قديم تقريبا دو برابر ارزش «واقعي»اش است و با اين حساب آيا مي‌توان نتيجه گرفت که تمام فروشندگان سکه‌هاي طرح قديم، بي‌انصاف و خريدارانش جاه‌طلبند ؟

ايشان در جايي نوشته‌اند: « ... به همين دليل فرد مذکور ناچار خواهد بود براي خريد تمبرهاي کم‌ياب هزينه بيش‌تري متحمل شود. البته بد نيست به اين نکته بديهي نيز اشاره کنم که چنين فردي اصرار ندارد که حتماً تمبرهاي مورد علاقه‌ي خود را با قيمتي گزاف تهيه کند و لذا اگر بتواند آن‌ها را ارزان‌تر به چنگ آورد خرسند‌تر خواهد بود!»  اين هم از آن حرفهاست! هر کسي اگر جنس مورد نيازش را ارزان‌تر بخرد پس خرسندتر است. شما اگر بتوانيد منزلي را ارزان‌تر از قيمتش خريداري بفرماييد خرسندتر نمي‌شويد؟ چه ربطي به ارزش افزوده دارد ؟!!

 

دليلي ندارد که سکه‌ها در آينده نيز گران بشوند :

اگر تاکنون سکه‌هاي کلکسيوني يا هر چيز کلکسيوني مثل تمبر، اسکناس و ... گران شده‌اند؛ پس دليلي ندارد از اين موضوع نگران باشيم که شايد درآينده گران نگردند و نتيجه بگيريم که خريداران متضرر شده‌اند. مثل اين است که بگوييم تا امروز زنده بوديم ولي دليلي ندارد که از فردا نيز زنده باشيم پس برويم در گورستان تحصن کنيم تا وقتش برسد. رويه‌ي رشد قيمت سکه‌هاي کلکسيوني ادامه پيدا خواهد کرد مگر آن‌که اتفاق خاصي بيفتد که اگر قرار است از ترس اتفاقي خاص، خود را در منزل حبس کنيم؛ پس کاسب سر کسبش نرود شايد که ورشکست شود. کشاورز، گندم نکارد شايد که خشک‌سالي بيايد. باتري خورشيدي نسازيم شايد روزي خورشيد خاموش شد!! فوتباليست به زمين بازي نرود شايد دچار اصابت صاعقه شد !

 

قيمت سکه‌ها و هزينه‌ي ساخت هر سکه :

من مطمئن هستم که سواد اقتصادي شما بالا است. پس بايد انتظار داشته باشم که بدانيد هر ضراب‌خانه يا به طورکلي هر واحد توليدي يا تجاري متحمل يک سري هزينه‌هايي مي‌شود. از هزينه‌هاي سرمايه‌اي مثل تاسيسات، وسايل نقليه، وسايل دفتر، ماشين‌آلات و تجهيزات تا هزينه‌هاي انرژي و استهلاک و تعميرات و حقوق و دستمزد و هزينه‌هاي اداري و فروش و ... و اين‌ها چيزهايي نيستند که بنده از خودم درآورم بل‌که هر کس که اندک اطلاعاتي از بازرگاني، تجارت، کارآفريني و ... داشته باشد؛ اين نکات را خيلي به‌تر مي‌داند. اما يکي از فاکتورهاي مهم در توليد، همان هزينه‌ي مواد اوليه و بسته‌بندي است. حتي مخالفين گلدکوئست هم قبول دارند که ارزش مواد خام سکه‌هاي گلدکوئست(طلا) تقريبا نصف قيمت سکه است. حالا سوال اين است که آيا شرکت بايد سکه را به قيمت طلا بفروشد؟ اگر قرار است که چنين کاري کند پس چرا اين‌همه به خودش زحمت بدهد و آن را به صورت سکه‌اي با طرح و سمبل درآورد؟ پس براي طرح و شکل دادن به طلا يا همان توليد سکه، متحمل هزينه‌هاي معقول خودش مي‌گردد. همان هزينه‌هايي که هر واحد توليدي ديگر بايد بپردازد. اکنون فرض کنيم که يک سکه‌ي ۶۰۰ دلاري، هزينه‌هاي مواد خام و بسته‌بندي‌اش برابر با ۳۰۰ دلار شود. اگر هزينه‌ي گارانتي بانک و کپي‌رايت با هم ۱۵۰دلار هم باشد!! خود ضراب‌خانه براي ضرب سکه‌ها و تجهيزات و پرسنلش چقدر هزينه مي‌کند؟ هزينه تبليغات چطور؟ حالا فرض کنيم که هزينه‌ي تبليغات حذف گردد چون تبليغات سنتي انجام نمي‌شود. اما هزينه‌هاي راه‌اندازي Server، وب‌سايت و ديگر ملزومات شبکه‌اي وجود دارند. هزينه‌ي دفاتر نمايندگي در سراسر جهان که ديگر دروغ و داستان نيستند! فرض کنيم همه اين هزينه‌ها ۱۰۰ دلار ، که جمعا ۵۵۰ دلار مي‌شود. يعني ۸درصد سود. اصلا فرض کنيم که هزينه‌ي ضراب‌خانه و سايت و ... نصف آن مبلغ يعني 50 دلار باشد. باز هم سود شرکت ۱۶درصد است(البته با فرضي بسيار بدبينانه!) پس چه به‌تر قبل آن‌که بياييم و شرکتي را به گران‌فروشي و کلاه‌برداري متهم کنيم و به هم‌ديگر تهمت بزنيم؛ ابتدا کمي فکر کنيم. حداقل يک ماشين حساب برداريم و حساب کنيم و ببينيم که واقعيت امر چيست و ما اکنون کجاييم ؟!

 

ادعايي جديد و در عين حال با نمک :

مطلب آخر ادعاي خوش‌مزه‌اي از جانب يکي از مخالفين گلدکوئست است که در قيل و قال آن بحث طولاني و خسته کننده؛ کلي مايه‌ي انبساط خاطر ما هم شد و دور از انصاف است که بابت آن تشکر نکنم! ايشان پس از مدتي وب‌گردي و به قول خودشان Search کردن سايت‌هاي مختلف، به اين نتيجه رسيده‌اند که اصولا بانکي به نام بانک مرکزي سومالي، وجود ندارد. يعني ضراب‌خانه‌ي معتبر مايرمينت با حدود يک قرن و نيم سابقه‌ي ضرب سکه، روي سکه‌اش نام بانکي را حک نموده که آن بانک اصلا وجود ندارد و هيچ مقام و انجمن و اتحاديه و کشوري هم تاکنون متوجه اين قضيه نشده جز اين آقا!  لابد بنياد حفظ و نشر آثار امام(ره) هم اجازه‌ي ضرب سکه‌اي را داده که توسط يک بانک جعلي گارانتي شود!! مي‌دانيم که بانک مرکزي سومالي سکه‌ي امام خميني را نيز گارانتي کرد. حالا سوال اين است که اگر بانک مرکزي سومالي وجود خارجي ندارد؛ پس اين بنده‌ي خدا دکتر محمود محمد اولوسو در بانک مرکزي سومالي چه سمتي دارد؟ گرچه هر انسان عاقل و بي‌طرفي مي‌داند که ادعاي ايشان صحت ندارد اما براي آن‌که نشان دهيم که ما براي هر حرفمان مدرک هم داريم توجه شما را به اين سه لينک جلب مي‌کنم :

 

 

عزيزان! بنده خيلي دوست دارم که اين وبلاگ، به يک سمپوزيوم مناسب جهت بحث و تبادل نظر در مورد گلدکوئست تبديل شود و چه بسا در آينده‌اي نزديک، سايتي مستقل از پرشن‌بلاگ درست کنيم که به طور تخصصي پاسخ‌گوي آبجکشن‌هاي شما باشد. اما قطعا راه درازي را تا آن روز پيش رو داريم. و مطمئن هستم که نه کار ما و نه کار گلدکوئست و نه کار هيچ کس ديگري خالي از نقص نيست. لذا از دوستاني که موارد را گوش‌زد مي‌فرمايند پيشاپيش سپاس‌گزاريم. منتظر موضوعات بعدي باشيد ...

 

منبع : تجارت شبكه اي