article_01_11
   

بلوچی مئی وتی شهدین زباننت      بلوچی اصل پرهنگ و دوام انت    ***     بلوچان گون بلوچی آشکار انت            بلوچان بئ بلوچی زیان و گارانت       ***    بلوچی هر بلوچء ننگ و نامنت           بلوچی چا پت و ماتان نشان انت

   

به نشریه بلوچی- فارسی استون خوش آمدید

 

   
 
 Estoon is a journal that is published by balouch students of S & Balouchistan University
   
با سلامي دوباره

محمد اکرم حسین بر

بگذریم از بسی بی مهریها که تا رسیدن به استون بر ما گذشت ،چرا که ما فرزندان وادی نخل و آفتاب بسیار از این بی مهریها و نا ملایمات دیده ایم ولی آنچه که مرهم زخم های ماست ، صبوری و استقامتی است که از نخل های باسق بلوچستان ، سمبل مقاومت و پایداری تفتان و هم نشینی با آفتاب سوزان آموخته ایم.

اكنون كه پرده حجاب بين شما و استون برداشته شده و او آمده كه ازين پس با شما باشد، بايد گفت كه استون انحصاري نيست. استون درست است كه بلوچي - فارسي است، اما همه جاي ايران را سراي خود مي داند و قصد دارد در كنار پرداختن به بلوچستان، سفره دل تك تك شما عزيزان چه لر، ترك، زابلي، فارس، كرد، عرب، تركمن، بندري و همه و همه باشد،

استون نشريه اي بلوچي - فارسي است كه به منظور ارتقاء سطح فرهنگي، ادبي و اجتماعي دانشجويان و حمايت از اين قبيل فعاليت ها و برنامه ها و مشاركت هر چه بيشتر دانشجويان و اساتيد در جهت پيشبرد برنامه هاي فرهنگي دانشگاه و افزايش بينش و آگاهي دانشگاهيان براي رسيدن به اهداف ذيل فعاليت مي نمايد:

تلاش در جهت معرفي فرهنگهاي اصيل ايراني، اسلامي - ترويج فرهنگ مشاركت در بين دانشگاهيان درامور فرهنگي و اجتماعي - معرفي صاحبنظران، هنرمندان، اساتيد، نخبگان و مشاهير برجسته - تحكيم زمينه هاي همكاري و همفكري بين دانشجويان و اساتيد - معرفي دانشجويان مستعد و بهره گيري از توان آنها - تلاش در جهت حفظ ميراث فرهنگي و ادبي كشورمان - تريبوني براي انعكاس ديدگاه ها، راهكارها، انتقادات و پيشنهادات سازنده دانشجويان در امور فرهنگي و اجتماعي - تحكيم روابط بين دانشجويان و مسؤولين و انعكاس ديدگاههاي طرفين - تلاش براي رسيدن به رشد اجتماعي و تحليل و بررسي موانع پيش رو - شناسايي و معرفي فرهنگ، تاريخ و آداب و رسوم مناطق مختلف جغرافيايي ايران براي شناخت و نزديكي هر چه بيشتر دانشجويان.

پس استون متعلق به شماست و صميمانه دستان پر مهرتان را مي فشارد و منتظر آثار، افكار و انديشه هاي بلندتان است. اين شما و اين استون ...

 

.
 

 
سال اول - شماره اول
 

سابقه تاریخی شهر زاهدان

نوشین ریگی نزاد
                  

                                     

 

 

 وجه تسميه: محل امروزي زاهدان، در گذشته جنگل گزي  بوده‌‌ و اندكي آب در آن جريان داشته است. بلوچ‌ها اين جا را «دزداب» مي‌ناميدند. برخي بر اين باورند كه چون دزدان، اين جنگل را كمين گاه خود قرار داده بوده‌‌اند، دزداب ناميده شده است. ولي حقيقت اين است كه آب جاري آن جا گاهي جريان داشته و گاهي در شن فرو مي‌رفته و از نقطه ديگري بيرون مي‌آمده است و به عبارت ديگر در جاهايي كه باد تپه‌هاي شني ايجاد مي‌كرده است، آب از توده شن عبور مي‌كرده و در نقاط پست در سطح زمين جاري مي‌شده است، آبي كه گاهي پيدا و زماني ناپديد مي‌شده. بر همين اساس به زاهدان دزداب مي‌گفته‌‌اند.

در سال 1277 ش / 1898 م يكي از ساكنان آن حدود به نام مراد به اتفاق فرزندانش در آن جا كاريزي احداث نموده و به كشت و زرع اراضي مجاور ان پرداخت. به مرور آبادي كوچكي به وجود آمد و دزداب نام گرفت كه از نقطه نظر سوق الجيشي و همچنين مجاورت با مرز دو كشور افغانستان و هندوستان اهميت خاصي را دارا بوده. از اين رو توجه دولت مركزي را جلب نمود و مأموراني به آن محل اعزام گرديدند و چهار سال بعد (1281 ش/ 1902 م) متخصصان بلژيكي كه به استخدام دولت ايران در آمده بودند، نيز به منظور داير نمودن گمرك خانه به دزداب آمدند و از اين رو به تدريج بر وسعت جمعيت و اعتبار اين آبادي كوچك افزوده شد و اساس شهر فعلي استوار گرديد و نام آن همچنان دزداب بود، تا اين كه در زمان حكومت رضاشاه و به پيشنهاد تيمسار جهانباني به «زاهدان» تبديل گرديد.

  • چگونگي پيدايش و سابقه تاريخي شهرستان زاهدان:

پادشاه مقتدر هر سلسله، بلوچستان را مطيع خود مي‌كرده و در زمان قدرت بعضي از سلسله‌ها، سلطه و نفوذ حكومت مركزي سالها بر بلوچستان تداوم داشته است. در طول صد و چند سال حكومت قاجار، عنايت و توجه درخوري به بلوچستان نشد و در نتيجه در همين دوران انگليسيها قسمتي از بلوچستان را ضميمه هندوستان كردند و آن قسمت از بلوچستان كه در تصرف دولت ايران باقي مانده بود، تحت رهبري  خانهاي محلي به صورت ملوك الطوايفي اداره مي‌شد و از دولت مركزي اطاعت نمي‌كرد.

احمدشاه، آخرين پادشاه قاجار تصميم گرفت كه بلوچستان را مطيع خود سازد؛ از اين رو قوايي مجهز ساخته و به بلوچستان فرستاد، ولي سياست آن روز كشور اقتضا نكرد كه قواي دولتي از ملك سياه كوه جلوتر بروند.

با وجود تسلط ظاهري دولت ايران بر بلوچستان گمرك ايران در ملك سياه كوه مستقر شده بود، در صورتي كه مي‌بايست در ميرجاوه كه مرز ايران و پاكستان است ـ داير باشد و نزديكترين شهر بلوچستان به داخل ايران خاش بود، زيرا زاهدان در آن تاريخ احداث نشده بود.

به هر حال بازگشت قواي دولتي بر جرأت و جسارت خانهاي بلوچ افزود و تصرف بلوچستان مشكلتر شد. اين وضع تا اوايل حكومت رضاشاه ادامه داشت تا اين كه به سال 1307ش تيمسار امان ا... جهانباني مأمور فتح بلوچستان و تأديب خانهاي متمرد بلوچ شد.

پس از فتح بلوچستان توسط قواي نظامي يك تيپ در زاهدان و يك تيپ در خاش متمركز گرديد. حكومت و فرمانداري زاهدان هم با افسران ارتش بود. چند سالي به همين نحو گذشت تا اين كه مأموران وزارت كشور عهده دار فرمانداري بلوچستان شدند. در اين هنگام سرزمين بلوچستان را به سه شهرستان زاهدان، ايرانشهر و سراوان تقسيم نمودند و شهرستان زاهدان به عنوان مركز آنها تعيين شد. چندي بعد بلوچستان به همراه سيتان تشكيل يك فرمانداري كل را داد و سرانجام به استان سيستان و بلوچستان تبديل شد.

مركز اين استان شهر جديدالبناي زاهدان است كه مركز سياسي استان نيز مي‌باشد. ظاهراً زاهدان تنها شهري است كه در اوايل قرن اخير احداث گرديده است.

پيدايش شهر زاهدان بر اثر امتداد راه آهن هند به ايران رخ داد، زيرا در جنگ جهاني اول (1918ـ 1914م) كه كشور بي طرف ايران در معرض تجاوز همسايه ي قدرتمند قرار گرفت. روسها راه آهن ماوراي قفقاز را به تبريز اتصال دادند و انگليسيها نيز راه آهن هندوستان را به زاهدان رسانيدند و حتي مي‌خواستند آن را به مشهد اتصال دهند. انقلاب روسيه و شكست آلمان نقشه‌ها را تغيير داد و علاوه بر راه آهن، فرودگاهي نيز براي هواپيماها در زاهدان احداث شد و در نظر بود فرودگاه ديگري هم بين ميرجاوه و زاهدان ساخته شود كه آثار آن هنوز هم ديده مي‌شود، ولي روسها مانع از احداث فرودگاه بعدي شدند.

به هر حال راه آهن هندوستان در محلي كه بلوچ‌ها آن را دزداب مي‌ناميدند، متوقف شد و تجاري كه با كشور هند مبادلات بازرگاني داشتند در اين نقطه اجتماع كردند و به تصور اين كه راه‌آهن برچيده خواهد شد، چادر زدند و در چادرها كارهاي تجارتي خود را انجام مي‌دادند. از آنجا كه طوفانهاي شديد، بويژه در ماههاي اسفند و فروردين زندگي زير چادر را مشكل مي‌نمود و از طرفي بارانهاي شديد خاص مناطق گرمسيري كه معمولاً‌ به صورت رگبارهاي تند مي‌باريد، مشكل ديگري به وجود مي‌آورد، مأموران گمرك و تجار دچار زحمت مي‌شدند و از اين رو به فكر احداث خانه‌هاي گلي افتادند و چون در آن جا كارگر و بنّا وجود نداشت، چند نفر بناي يزدي، بيرجندي و جمعي كارگر بيرجندي، كرماني، بلوچ و سيستاني را به دزداب آوردند و شروع به ساختن خانه‌هاي گلي ارزان قيمت نمودند و اولين نشانه‌هاي شهر نشيني پديدار شد پس از آنكه چندين سال گذشت و بتدريج مسلم و قطعي گرديد كه راه‌آهن برچيده نخواهد شد، دزداب محقر سال‌هاي پيش ـ كه جنگل گزي بيش نبود ـ همچون شهري مدرن داراي اهميت خاصي گرديد و كم‌كم به جمعيت آن افزوده شد و منازل وسيع و زيبا در آن بنا گرديد.

 منبع: بلوچستان و تمدن ديرينه آن، تأليف ايرج افشار

 
 
: :نشریه بلوچی - فارسی استون  ::              ::  نشریه ای  فرهنگی-ادبی-اجتماعی ::           :: متعلق به دانشجویان بلوچ دانشگاه سیستان وبلوچستان است               
لوگ
شماره اول
شماره دوم
شماره سوم
آرشیو
تماس با ما
 

شماره اول