article_02_9
   

بلوچی مئی وتی شهدین زباننت      بلوچی اصل پرهنگ و دوام انت    ***     بلوچان گون بلوچی آشکار انت            بلوچان بئ بلوچی زیان و گارانت       ***    بلوچی هر بلوچء ننگ و نامنت           بلوچی چا پت و ماتان نشان انت

   

به نشریه بلوچی- فارسی استون خوش آمدید

 

   
 
 Estoon is a journal that is published by balouch students of S & Balouchistan University
   
با سلامي دوباره

 

محمداکرم حسین بر

خدا را هزاران مرتبه شاكريم كه بالاخره پس از 26 سال چشم انتظاري دانشجويان بلوچ اين دانشگاه ، تلاش و پشتكار خستگي ناپذير عده اي از دوستان علاقمند به فرهنگ و ادب به بار نشست و «استون» براي حفظ و صيانت از فرهنگ و ادب ، زنده نگه داشتن ميراث كهن ، هويت تاريخي و زبان باستاني بلوچ گام به عرصه فعاليت نهاد و باز صدهزار مرتبه سپاسگذاريم خداوند منان را كه اين حركت هر چند ناچيز مقبول خوانندگان و دوستداران فرهنگ و ادب قرار گرفت و توانست در حد توان خود رضايت خاطر آنان را برآورده سازد و اين ذوق و شوق ايشان بود كه انگيزه ما را براي ادامه اين كار دوچندان نمود و اميد است كه «استون» رسالت سنگيني را كه بردوش گرفته به نحو احسن به اتمام و اكمال برساند. باز جاي خوشحالي است كه همراه با تولد استون ، سيل رحمت هاي الهي به سوي سرزمين خشك و خشن بلوچستان سرازير گشت و پس از 8 سال خشكسالي متوالي كه زندگي مردم صبور بلوچ را فلج كرده ، اقتصاد ناچيز متكي به كشاورزي و دامپروري آنان را درهم كوبيده و سيل گسترده مهاجرت روستائيان و عشاير به شهرها را سبب گرديده بود، زمين بارديگر نفس كشيد و گرماي دمِ و آن نوازش قطرات پر بركت باران ، اميدي تازه در مردم ايجاد گرد و بار ديگر كودكان معصوم بلوچ سرسبزي را ديدند و لطافت باران را حس كردند و اين چيزي نبود جز تحقّق آرزوي نماينده فقيد بلوچستان شادروان مهندس مسعود هاشمزهي (رح) كه همواره مسئولين دولت را براي دلجويي از مردم مصيبت ديده از خشكسالي هاي اخير فرا مي خواند، هر چند مسئولين بي مهري كرده و اين مردم صبور را در تقابل نفسگير با طبيعت خشن تنها گذاشتند . اما بار ديگر اين طبيعت سركش هر چند با از بين بردن امكانات مادي و اقتصادي مردم ، نتوانست روح بلند و تسليم ناپذير مردان و زنان بلوچ را تسخير كند و در اين جدال نابرابر در مقابل آنان زانو به زمين زد و اينك اين همان كوير خشك و سوزان بلوچستان است كه قدمگاه مردان و زنان سخت كوش بلوچ را كه مسرور از سربلندي در اين امتحان طاقت فرسايند ، با سبزه اي به لطافت حرير فرش كرده و در مقابل آنان سر تسليم فرود آورده است . نكته اي ديگر ، كه جاي بحث دارد ، سفر خانم دكتر كارينا جهاني، دكتراي زبان شناسي و استاد دانشگاه اوپسالاي سوئد به بلوچستان است كه واقعاَ زحمات ارزنده ايشان به عنوان يك غير بلوچ براي زنده نگه داشتن زبان و ادبيات بلوچي و شناساندن آن با مطالعات و تحقيقات علمي گسترده، شايسته تقدير و تشكر است، اما اين رسم ميهمان نوازي و ميزباني ايراني ها نبود كه دانشگاه بزرگ سيستان و بلوچستان كه ميزبان ايشان بود و چند سند همكاري را نيز توسط ايشان با دانشكاه اوپسالا امضاءكرد،    

 سخنراني علمي ايشان را در يك اتاق 30 متري برگزار كند كه جمع كثيري از مراجعه كنندگان نتوانند در اين مراسم شركت نمايند. ايشان كم شخصيتي نبود، ايشان فردي مطرح و تنها متخصص خارجي زبان بلوچي در سطح بين‌المللي است . ايشان كسي است كه بهترين سالهاي عمرشان را صرف مطالعه و تحقيق بر روي زبان هاي ايراني كرده است ، آيا حقش بود كه اينگونه جوابگوي زحماتش باشيم؟! كه شايسته است مسئولين محترم دانشگاه در اين گونه موارد مديريت و برنامه ريزي بيشتري به خرج دهند . همچنين جاي تأسف است كه امروزه با درك واقعيت خطر نابودي اين زبان ارزنده باستاني و كهن ايران زمين ، هيچگونه اقدام بازدارنده اي نه از سوي خود بلوچ زبانان (منظور بلوچ زبانهاي ايران است كه لهجه هاي آنان بيشتر توسط زبان فارسي تهديد مي شود) و نه از سوي دولت و مجامع علمي صورت نمي گيرد . سالهاست بحث دادن مجوز براي تدريس زبان و ادبيات بلوچي در مدارس و دانشگاهاي مناطق بلوچ زبان ايران مطرح است ، اما هنوز متأسفانه با وجود تصريح قانون اساسي براي تدريس زبانهاي محلي در كنار زبان رسمي كشور، هيچگونه اقدامي در اين زمينه صورت نگرفته است !! كه تحقق اين امر ميسر نخواهد شد، مگر با بوجود آمدن يك تحرك و پويايي در خود بلوچ زبانها كه از همه ابزارها براي حفظ و صيانت از زبان مادريشان تلاش نموده و اين امانت گرانبها را كه ميراث ارزنده گذشتگان ماست و هويت ما وابسته به آن است ، عيناً به نسل هاي آينده منتقل نمايند.

.
 

 
سال دوم - شماره دوم
 

شهيد ملا نور محمد بم پشتي (درازهي) )2                                                                                                           

  عبدالعليم درازهي
                  

شهيد ملا نورمحمد بم پشتي مئي پلّين وطنءِ سرمچارين شائري بوتگ كه وتي هيسي سرءُ شهدين زبان په وتي دطيهءَ ندركُرت بلي گون زوراكءُ زور پرستان دست‌ئي نداتءُ اي زمانگءَ بازين بلوچ آئرا پجّاه نيارانت.

شهيد ملا نور محمد بم پشتي يكي از شعراي گرانقدر بلوچستان است كه در يك خانواده متعهد و با ايمان در يكي از روستاهاي بخش بم پشت از توابع شهرستان سراوان ديده به جهان گشود. ملانور محمد تنها فرزند خانواده اش بود كه در سنين كودكي مادرش ـ آن گنجينه محبت ـ را از دست داد. عمه ايشان سرپرستي اش را برعهده گرفت .شهيد ملانور محمد وقتي كه 4 سال داشتند ، استعداد و ذوق شعري خودش را نشان داد . هنگامي كه ايشان به همراه پدر و كنيزشان و تعدادي از افراد براي دروكردن گندم به مزرعه مي رفتند ، چون بسيار كنجكاو و زيرك بود و از آنكه پدرش زني اختيار نمي كرد ، ناراحت بود و مي خواست به صورت شعر به ايشان بفهماند كه براي خود همسري برگزيند و خطاب به پدرش مي گويد:

توئي عثمان غني      سكّ انت بي جني

تئي مولدانت گُلي         تئي هوشاپ انت گِلي

در اوايل حكومت قاجار كه حكومت به تمام قسمت هاي مختلف ايران بويژه بلوچستان لشكر كشي مي كرد تا حكومتش را تثبيت كند، بم پشت هم از اين لشكر كشي قجرها در امان نماند . غارت و چپاول آنها سبب مهاجرت بسياري از مردم اين منطقه به نواحي ديگر بلوچستان گرديد.

در حمله قاجار هركسي كه مي خواست از ظلم  و جور آنان در امان بماند به مناطق ديگر بلوچستان كه اقوام و خويشاوندي داشت مهاجرت مي كرد. ملا نور محمد هم به سرزمين خويشاوندانش يعني مند پاكستان مهاجرت كردند و در اين سفر ملانور محمد درازهي در مكران با ملافاضل ، ملا بوهير ، ملاقاسم ، ملا محمد و كه از بزرگترين شاعران بلوچستان هستند ، آشنا گرديدند و مدت طولاني را در كنار هم بودند و سفرهايي را در گوشه و كنار بلوچستان داشتند و در عصر آنها كه ادبيات بلوچي تنها به شعر و شاعري اختصاص داشت ، ايشان در مورد شعر و زبان بلوچي مباحثات و گفتگوهايي با هم داشتند و در آن دوران شعرا سعي در سرودن اشعار ناب، با سبك و وزن خاص داشتند كه در بعضي موارد شاهد مشاعره (مقابله شعري) آنها هستيم . اولين مشاعره در ادبيات بلوچي مربوط به همين دوره مي باشد كه شهيد ملانورمحمد با ملافاضل و ملابوهير در يكي از سفرهايشان در مكران وقتي شب را در محلي به سر مي بردند و سحرگاه هنگام برپاخواستن براي نماز فجر ، يكي از آنها پيشنهاد مي كند كه در مورد شبنم (نُود) چند بيتي بسرايند و آنها بعد از نماز شروع به سرودن شعر مي كند كه ابتداي شعر شهيد اين چنين است :

مروچي نوُد سحرگاهءَ       در كاينت من پگّاه ءَ

رُدَنت چه كهر دريايءَ      جُدط بندنت اناگاه ءَ

موكُل خاصءِ درگاهءَ        سمينءِ سيل ءُ همراهءَ

ملا نور محمد بم پشتي در اين سفر ازدواج مي كند و بعد از آن كه امنيت نسبي در بم پشت برقرار گرديد، دوباره به زادگاهش بر مي‌گردند كه در اين زمان بين قوم درازهي با علم خان حاكم سروان سوء تفاهمي بوجود مي آيد كه اين سوء تفاهم مدتها باقي مي ماند و در هنگام لشكر كشي علم خان به همراهي نيروهاي قاجار به سراوان ، ملانور محمد ، مير بي بگر و تني چند از قوم درازهي كه در قلعه سب بودند، دستگير مي شوند و به همراه اسرا آنها را با زندان كرمان انتقال مي دهند. شهيد ملا نور محمد در زندان كرمان به زبان مادريش شعر مي سرايد و اشعارش را براي زندانيان و اسيران دربند قاجار مي خواند كه به علت عدم تحمل اشعارش ، زبان وي را و دست مير بي بگر را قطع مي كنند، كه شهيد ملانور محمد به سبب جراحات وارده جان به جهان تسليم مي كند و هم اكنون قبر آن بزرگمرد بلوچ در شهر ماهان ، قبرستان شاه نعمت الله ولي (رح) قرار دارد و آخرين شعر ملانور محمد در زندان كرمان بدين گونه است.

نشتگون كرمان ، جنان شعران             تَلوَسنت تركي جن شپي پاسان

پر منءُ بي بگرءَ نوابينءَ       با هرطءِ بچءَ جُهل جوابين ءَ

شهيد ملا نور محمد مثل ديگر شعراي بلوچ در سرودن شعر به زبان فارسي هم تبحر خاصي داشتند و با زيبايي و وزن شعر مي سرودند كه زبان و بيان شعري شهيد بسيار شيوا و دلنشين است كه هر خواننده اي را به وجد مي آورد.

برفراز مسند گل بوده ام با عيش و نوش

شربتي خوردم ز جانم از شراب مي فروش

ملا نور محمد بم پشتي همانطور كه در سرودن شعر بزمي ماهر بودند ، در موارد ديگر سروده هايي دلنشين دارند :

در مورد فرهنگ و اوضاع اجتماعي (دودءُ ربيدگان) :

كوه كبندطين چه تيهري بندان سستگ انت

كندطگ ءُ ناراستين كلوتط بالا رستگ انت

بي بنين روباه چو پلنگ ءَ اپرستگ انت

بدبوئين اسپنتان چما انبان گوستگ انت

در مورد دوستي دين و اهميت مناسك حج :

مَلَك منءَ اومان انت دل آرامين

مكّهئي كوتءُ بيت نكو نامين

زياده منءَ شاهءِ زيارت برحكّين

سرورءِ ديدارءُ هزار لكّين

چارين اصحاب ءُ حضرت بي شكين

درين محمد (ص) قبر مباركّين

اميت كشان چه ربءِ درگاهءَ كه شما وانوك ، مدام و شياني منگيران بات اِت و گرمين گوات په زبري شمئي كشءَ مه كشّات.

 

 
 
: :نشریه بلوچی - فارسی استون  ::              ::  نشریه ای  فرهنگی-ادبی-اجتماعی ::           :: متعلق به دانشجویان بلوچ دانشگاه سیستان وبلوچستان است               
لوگ
شماره اول
شماره دوم
شماره سوم
آرشیو
تماس با ما
 

شماره اول