بطوركلی ميتوان لهجه های
بلوچی در ايران را بر مبنای
صرف افعال متعدی در زمانهای
گذشته به سه گروه شمالی،
مركزی و جنوبی تقسيم كرد.
در
گروه شمالی
افعال متعدی صرف ميشوند و فعل
با فاعل جمله در تطابق است.
بعنوان مثال، علامت
on
در
Man
gošton
،
شناسه
شخصی اول شخص مفرد است كه با
فاعل جمله يعنی
Man
"من" همخوانی دارد.
Man
gošton
من گفتم
ta
gošte
تو گفتی
ammá
goštan
ما گفتيم
áwán
goštant
آنها
گفتند
در
گروه جنوبی
(مكرانی) افعال متعدی در
زمانهای گذشته (فقط برای سوم
شخص مفرد وجمع) بر اساس سيستم
ارگاتيو صرف ميشوند، بدينمعنی
كه فعل
با فاعل جمله در تطابق نيست
بلكه جمع يا مفرد بودن مفعول
را نشان ميدهد، بعنوان مثال
در جملات زير علامت
ant
در انتهای فعل
bortant
نشانه جمع برای كتاب است و نه
شناسه شخصی سوم شخص جمع. در
ساختار ارگاتيو مكرانی علامت
á
به انتهای فاعل اضافه ميشود (
mallemá)،
مفعول بصورت مستقيم بكارميرود
(بدون هيچ علامتی) و فعل به
دو صورت سوم شخص مفرد و جمع
كه در واقع بيانگر جمع يا
مفرد بودن مفعول (در اينجا
كتاب يا كتابها) است.
Mallemá
ketáb bort.
معلم كتاب را برد
Mallemá
ketáb bortant.
معلم كتاب ها را برد
گروه مركزی
شامل سراوانی، ايرانشهری و
سرحدی (منهای سرحدی شمالی كه
در گروه شمالی قرارميگيرد) كه
در آن افعال متعدی در زمان
گذشته صرف نميشوند بدينمعنی
كه فعل دارای هيچگونه شناسه
شخصی نميباشد، مانند:
man
gwašt
من
گفتم áyi
gwašt
او گفت áwán
gwašt
سرحدی
مركزی و
جنوبی)
آنها
گفتند)
mon
di(st)
من ديدم áyi
di(st)
او ديد
áyán
di(st)
سراوانی)
آنها ديدند
)
در اين لهجه ها هرچند كه فعل
ظاهراً از فاعل تبعيت نميكند
ولی نميتوان آنها را همانند
لهجه مكرانی ارگاتيو ناميد
چونكه هيچگونه تطابقی بين فعل
با مفعول نيز وجودندارد. اما
اگر در جمله ای فاعل و مفعول
حذف شوند و بجای آنها ضماير
پيوسته به انتهای فعل افزوده
گردد، در آنصورت رابطه بين
فاعل و فعل بهتر آشكار ميشود،
مثلاً در جمله زير هر چند كه
در ظاهر هيچ رابطه ای بين
man
"من" (اول شخص مفرد) و
dist
سوم شخص مفرد وجود ندارد ولی
پس از حذف فاعل ومفعول، ضمير
پيوسته
on
قبل از
i
قرارميگيرد يعنی اينكه فعل از
فاعل پيروی ميك
سرحدی
مركزی
من اكبر راديدم
Man akbará dist.
حذف فاعل
اكبر را ديدمAkbaráon
dist.
حذف فاعل و مفعول
ديدمش distoni.
لهجه سراوانی
(Baranzahi
(2003
لهجه های سراوانی را به دو
گروه تقسيم ميكند:
١-
لهجه سراوانی مركزی
كه شامل نقاط مركزی شهر
سراوان از جمله
شستون،
سرجو
و
بخشان
ميباشد و همچنين نواحی
زنگيان،
هشك
hoššak
،
گشت
gošt،
جالق
jálq،
كلگان
kallagán،
نااوگ
náug
،پسكوه
و
سب
seb
را نيز شامل ميشود.
٢-
لهجه سورانی/دهواری،
شامل
سوران
و نواحی اطراف آن (منهای
سب
كه به لهجه سراوانی مركزی
تعلق دارد) و منطقه "دهوار"
كه در منطقه لهجه سراوانی
مركزی قراردارد ولی به لهجه
سورانی متعلق ميباشد.
فرق اين دو لهجه ازجمله در
شيوه ساختن ضميرملكی ميباشد.
لهجه سراوانی مركزی برای
ساختن ضميرملكی كسره اضافه
رابكارميگيرد مانند
ketábán-e
má
"كتابهای ما" و لهجه سورانی /
دهواری همانند ساير لهجه های
بلوچی
mey
ketábán
"كتابهای ما". در ادامه اين
نوشته لهجه سراوانی مترادف
است با لهجه سراوانی مركزی.
مشخصات لهجه سراوانی مركزی
-- صداهای
خ
x
و
غ
q
بشكل
k,
g,
h
تلفظ ميشوند.
-- افعال متعدی در زمانهای
گذشته صرف نميشوند. مثال: من
خوردم
Mon
wárt
، تو خوردی
Tow
wárt
، ما خورديم
Má
wárt
-- تلفظ "ت"
t
در كلمات [پدر
pet
، مادر
mát
، برادر
brát]
-- شناسه
án
برای اول شخص مفرد و
ent
برای سوم شخص جمع (زمانهای
گذشته) بكار ميرود.
مثال: رفتم
raptán
، رفتند
raptent
-- خانه
dawár
، بچه
čokk
-- سگ
sag،
گربه
gorbag
-- استفاده از مصدر
rapten
رفتن،
برای زمانهای گذشته
-- ضمير ملكی
همانند فارسی با استفاده از
كسره اضافه ساخته ميشود،
مانند :
ketáb-e
áyi
كتاب او،
ketábán-e
má
كتابهای ما.
čí
mon
مال من ،
čí
má
مال ما.
-- زمانهای استمراری جريانی
با استفاده از ( فعل
بودن+
goláíš)
ساخته ميشوند، مانند: دارم
ميروم
goláíš
án
rawán،
داشتم می رفتم
goláíš
atán
raptán
لهجه مكرانی
شامل مناطق جنوبی بلوچستان از
جمله
راسك،
سرباز،
قصرقند
و
چاه بهار
و بطوركلی مناطقی كه صرف
افعال متعدی در زمانهای گذشته
بشيوه ارگاتيو ميباشد.
مشخصات اين لهجه ها
-- صداهای
خ
x
و
غ
q
بشكل
k,
g,
h
تلفظ ميشوند.
-- افعال متعدی در زمانهای
گذشته برای اول و دوم شخص
مفرد و جمع
صرف نميشوند. برای سوم شخص
مفرد وجمع، فعل بصورت ارگاتيو
صرف
ميشود بدينمعنی كه فعل، جمع
يا مفرد بودن مفعول را بيان
ميكند. مانند:
اكبر كتاب را خواند
Akbará
ketáb wánt
و
اكبر
كتابها
را خواند
Akbará
ketáb wántant
-- تلفظ "ت"
t
در كلمات [پدر
pet
، مادر
mát
، برادر
brát]
-- شناسه
án
برای اول شخص مفرد و
eyn
برای اول شخص جمع (زمانهای
گذشته) بكار ميرود.
-- خانه
lúg
، بچه
čokk
-- سگ
kočak،
گربه
gorbag،
-- استفاده از مصدر
šoten
رفتن،
برای زمانهای گذشته
-- زمانهای استمراری جريانی
با استفاده از ( فعل
بودن+
rawagá)
ساخته ميشوند، مانند: دارم
ميروم
rawagá
án
،
داشتم می رفتم
rawagá
atán
لهجه های موسوم به سرحدی
مناطق شمالی بلوچستان ايران
را اصطلاحاً "سرحد"
می نامند. لهجه های اين منطقه
را بطوركلی ميتوان به سه قسمت
تقسيم كرد:
شمالی،
مركزی
و
جنوبی
.
سرحدی شمالی
شامل لهجه های طوايف
شه بخش،
گرگيج،
براهويی
و
نارويی
كه عمدتاً در خط مرزی ايران و
افغانستان و نواحی اطراف
زاهدان
از "دومگ"
در جنوب غربی تا "نصرت
آباد"
در شمال غربی ساكن هستند.
مشخصات اين لهجه ها
-- صداهای
خ
x
و
غ
q
تلفظ ميشوند.
-- صدای
ه
h
معمولاً به
a
يا
á
تبديل ميشود.
-- همانند فارسی تمامی افعال
بر حسب زمان و اشخاص صرف
ميشوند.
مثال: من خوردم
Man wárton
، تو خوردی
Ta wártey
، ما خورديم
Ammá wártan
-- تلفظ "س"
s
در كلمات [پدر
piss
١ ، مادر
más
، برادر
brás]
-- شناسه
on
برای اول شخص مفرد و
an
برای اول شخص جمع (زمانهای
گذشته)
بكار ميرود.
مثال: رفتم
šoton
، رفتیم
šotan
-- خانه
gis
، بچه
zág
-- سگ
kočakk،
گربه
piššik
،
(٢)
-- استفاده از مصدر
šoten
رفتن،
برای زمانهای گذشته
-- زمانهای استمراری جريانی
با استفاده از ( فعل اصلی +
فعل داشتن)
ساخته ميشوند، مانند:
دارم ميروم
dárin
rain
،
داشتم می رفتم
dášton
šoton
سرحدی مركزی
لهجه های طوايفی كه در منطقه
بين
خاش،
ميرجاوه
و
زاهدان
ساكن هستند (عمدتاً لهجه
ريگی)
مشخصات اين لهجه ها
-- صداهای
خ
x
و
غ
q
تلفظ ميشوند.
-- افعال متعدی در زمانهای
گذشته صرف نميشوند.
مثال: من خوردم
Man
wárt
، تو خوردی
Ta
wárt
، ما خورديم
Má
wárt
-- تلفظ "س"
s
در كلمات [پدر
pess
، مادر
más
، برادر
brás]
-- شناسه
on
برای اول شخص مفرد و
eyn
برای اول شخص جمع (زمانهای
گذشته) بكار ميرود.
-- خانه
ges
، بچه
zahg
-- سگ
kočak،
گربه
peššek
،
-- استفاده از مصدر
šoten
رفتن،
برای زمانهای گذشته
-- زمانهای استمراری جريانی
با استفاده از ( فعل اصلی +
فعل داشتن)
ساخته ميشوند، مانند: دارم
ميروم
dárin
rain
،
داشتم می رفتم
dášton
šoton
سرحدی جنوبی
لهجه های طوايف "گمشادزهی"
و "يارمحمدزهی"
(موسوم به لهجه
ماشكيدی)
كه دربخش شرقی "خاش"،
نواحی مرزی "ماشكيد"
و اطراف
سراوان
ساكن هستند.
مشخصات اين لهجه ها
-- صداهای
خ
x
و
غ
q
بشكل
k,
g,
h
تلفظ ميشوند.
-- افعال متعدی در زمانهای
گذشته صرف نميشوند.
مثال: من خوردم
Man
wárt
، تو خوردی
Ta
wárt
، ما خورديم
Má
wárt
-- تلفظ "س"
s
در كلمات [پدر
pess
، مادر
más
، برادر
brás]
-- شناسه
án
برای اول شخص مفرد و
eyn
برای اول شخص جمع (زمانهای
گذشته) بكار ميرود.
-- خانه
ges
، بچه
zahg
-- سگ
sag،
گربه
gorbag
-- استفاده از مصدر
rapten
رفتن،
برای زمانهای گذشته
-- زمانهای استمراری جريانی
با استفاده از ( فعل اصلی +
فعل داشتن)
ساخته ميشوند، مانند:
دارم ميروم
dárán
rawán
،
داشتم می رفتم
dáštán
šotán
|
فارسی
|
سرحدی جنوبی |
سرحدی مركزی |
سرحدی شمالی
|
|
ما رفتيم
|
má rapteyn |
má
šoteyn |
ammá
šotan |
|
من گفتم |
man gwašt |
man gwašt |
man gošton |
|
من
آمدم |
man yahtán |
man yahton |
man áton |
|
من می روم |
man a rawán |
man a rain |
man a rain |
|
به تو گفتم |
tráon
gwašt |
tráon
gwašt |
trá gošton |
|
شهر ما |
mey
šahr |
mey
šahr |
ammey
šár |
|
من
می آيم
|
man a yáwán |
man a yáin |
man a
káin |
-----------------------------------------------
١-
با تلفظ
i
كوتاه مانند تلفظ
i
اردو در
dil
"دل"
٢
با تلفظ
i
كوتاه (piššik)
منبع: یورو بلوچی