|
کرمانشاه و
کردستان :
کردان(کردوئن):
کردان همان مادها
یا شاخه ی بزرگی از مادها هستند که از نژاد آریا می باشند ،
ولی بعضی
نویسندگان
درباره ی معنی آریا دچار اشتباه شده و آن را سرچشمه از یافث پسر نوح دانسته
اند و روی همین لغزش است که کردها را به یافث و این تیره ی بزرگ ایرانی را از
نژاد تازی دانسته اند .
اما در پاسخ به
این نوع طرز نگرش باید به طور علمی گفت که
:
برابر نوشته های مربوط به کرد و کردشناسی ،پیشینه ی این گروه از مردم ایران
زمین،به ویژه دسته هایی که در کرانه های کمربندی کوههای آرارت زندگی می
کردند،برابر سنگ نبشته های باستانی ،از 3100 سال پیش از میلاد ،جلوتر می رود
که این گروه از مادها ،از گذشته های بسیار دور در آن سامان بوده اند و در
آنجا زندگی می کردند.
بنابراین می توان گفت که
پیشینه ی کردان از جمله مردم استان کرمانشاه ،حداقل 1000 سال جلوتر از زمان
فرزندان نوح است و نمی توانند با آنان بسیتگی داشته باشند(1)
کردان
بزرگترین قوم آریایی ایران زمین میباشند که از دیرباز در نواحی کوهستانی و
محصور غرب فلات ایران ساکن هستند و به حفظ آداب و اخلاق ایرانی موفق گردیده
اند.
چنان چه
مختصات نژادی کردان را با
آنچه که درباره ی کیفیات نژادی آرینهای ایرانی گفته شده مقایسه کنیم جز
تغییرات مختصری که بر حسب و هوا و مقتضیات طبیعی و طی زمان در رنگ مو و رنگ
چشم کردان حاطل شده هیچ گونه اختلافی بین کدارن و قبایل آریایی دوره ی مادها
و هخامنشیان وجود ندارد.
ولی برخی
مقتضیات سیاسی
افرادی را مجبور کرده است که مقاصد سیاسی را در لفافه ی پژوهشهای علمی
پوشانده و از ذکر حقیقت خودداری کنند.
بنابراین
اگر از آنچه گفته شد عقیده یا نظریه ی دیگری درباره ی قوم کرد ابزار شده باشد
دارای ارزش علمی و پژوهشی نیست(2)
گویش کردی:
گویش کردی از
شاخه ی ایرانی فارسی است که مردم کردستان با آن سخن می گویند.
گویش کردی به
دو لهجه ی جدا از هم تقسیم می شود مانند:
1-کرمانجی
و کردی،که
کردهای شمالی و جنوبی با این لهجه سخن میگویند.
2-لهجه ی
دیگری نیز وجود دارد که
کردان به آن
ماچوماچو
و ترکان زازا و ایرانیها به آن گورانی
گویند(3)
امروزه پس از
سالها ، واژه هایی را که در سایر نقاط ایران فراموش گردیده در میان کردان بر
زبانها جاری ست.
در میان کردان
همانند لران
واژه هایی از زبان باستانی بصورت دست نخورده باقی ست .
به مانند واژه ی ایواره به معنای غروب
که در
سنگنبشته های هخامنشی به همین معنا بدان اشاره شده است و واژه ایی ست که
مردم
بروجرد(بروگرد)
هم اکنون نیز به همین معنا از آن استفاده می کنند.
در اورامان
هزاران واژه از زبان پهلوی و پیش از آن می توان پیدا کرد.
چرا که در
این ناحیه
هنوز بهار را وهار و تابستان را هاوین و بیشتر نامهای کوهها ،رودها و روستاها
تغییر نیافته ،مانند آتش گاه(نام کوهی ست) و گاورود که اطل آن گوارا رود بوده
است و آریان که نام روستایی ست.
بنابراین می
توان گفت که
یک دسته از قوم آرین و ایرانی نژاد یعنی کردان ،با وجود تحمل سیلهای بنیان کن
حوادث و وقایع تاریخی و آتش های جان گداز تاخت و تاز اقوام مهاجم ، در نهایت
دلاوری و پایداری ،بیش از دیگر اقوام ایرانی در حفظ زبان نیاکان خود،وفادار
مانده اند (4)
کردان مردمی
پاک اندیش ،میهمان نواز ، ،مقوم ،صادق ،و باهوش اندو وطن دوست که هم اکنون در
عرصه ی اینترنت نیز عزیزان وطن دوستی چون
بابایادگار و
اونتاش و
... به فرهنگ ایرانی خود عشق میورزند و در برابر تهاجمات تاریخی پانترکها
چونان سدی قوی ایستاده اند.
کردان به
مراسم ملی و باستانی خود بسیار وفادار هستند چنانکه آقای جنیدی می گویند که:
کردان هنوز
جشنی به نام
"جیژنه کوردی"
دارند که در کردستان برگزار می شود و معتقدند که این روز نجات کردان از دست
ضحاک بوده است و اما نکته ی بسیار مهمی که فرار کردان را عقلا تایید می کند
این است که بافتن پارچه بترتیبی که بتواند بصورت چادر برای زندگی کردن درآید
، در دورانی است پس از خانه های اولیه.
بنابراین در
صورتی که کردان از ابتدایی پیدایش خود کوهنشین می بوده نمی توانسته اند پارچه
ببافند (5) (بنابر گفته ی کذب وبی اساس پانترکها که در ادامه ی تحریفات
تاریخی خود، و یکسری خیالبافی ها ،کردان را ترک کوهی!! معرفی میکنند).
کرمانشاه
:
بنای
کرمانشاه را به
تهمرث دیو بند نسبت داده اند ،ولی به موجب اسناد تاریخی ،کرمانشاه از بناهای
دوره ی ساسانیان و بنای شهر را از بهرام چهارم دانسته اند.
در زمان قباد
اول و انوشیروان ساسانی
و بر وسعت شهر افزوده شد.
در حمله ی
مغول
کرمانشاه چنان ویران گشت که هنگامی که یک سده بعد حمدالله مستوفی به صورت ده
از آن یاد کرده است و می نویسد:
کرمانشاه شهری
وسط بوده ،اکنون دهی است.
در زمان
صفویان
جنگ ایران و عثمانی که گاهی به نزاع مذهبی مبدل میشد،شهر را از رونق انداخته
بود.
فتعلیشاه
پادگان نیرومندی در آن ایجاد کرد و یکی از فرزندانش را به سمت حاکم آنجا
برگزید(6)
نام
کرمانشاه :
درکتب و متون
جغرافیایی
یا مسالک و ممالک (شهرنامه ها-راهنامه ها) ،اشارتهای صریحی وجود دارد که
قرمیسین
واکثرا به شکل
قرماسین
یا
قرماشین
معرب واژه ی
کرمانشاهان،
کرمانشاه ویا
گرمان ساه
وگرمان سان
بوده و می باشد. (7)
ابن فقیه
در کتاب ترجمه ی مختصر البلدان، می نویسد:
(قباد
از
مداین
تا رودخانه ی بلخ، در همه ی راه هیچ سرزمینی نیافت که هوایش از کرمانشاهان تا
گردنه ی همدان خوشتر وآبش گواراتر ونسیمش لذت بخش تر باشد . این بود که
قرماسین
را ساخت و ويژه ی خویش کاخی بلند بر روی هزار ستون بنا کرد. پس قرماسین کلمه
یی است پارسی یعنی کرمانشاه.)(8)
ابواسحاق
ابراهیم استخری،
در اصل عربی کتاب
ممالک ومسالک
خود،
به جای کرمانشاه واژه
قرماسين
را
بکار برده،در حالی که در برگردان
پارسی
آن، احتمالا از سده(5 ه.ق) تنها به ذکر نام کرمانشاهان بسنده شده که نشان می
دهد در آن روزگار نيز ترديد ومشکلی نداشته اند که
قرماشين
معرب
کرمانشاهان
ویا
گرمان شان
بوده است.(9)
محمد پادشاه
(شاد)،در
فرهنگ
آنندراج،ذیل
واژه کرمانشاه،می نویسد:
(کرمان
شاهان،
نام شهری است مشهور از بناهای
خسروپرویز
ونشستنگاه او بود...و
قرمیسین
معرب
کرمانشاهان است ،گویند اصل بنای کنکور از قبادبن پرویز بود وکرمانشاهان در آن
کوره ساخته.)
در همان جا
ذیل واژه ی کرمانشهان آمده است که:
کرمانشهان،شهری
است مشهور که آن را
کرمانشه
نیز گویند،چنان که صاحب (طالب) آملی گفته است:
پس از دوران
دولتشه به
کرمانشه
یکی
بنگر
چنان
بینی
مداین
را که بی
نوشیروان
استی.(10)
ملاحظه می شود
که در شرح فرهنگ آنندراج درباره ی
کرمانشاهان نیز سخن از نامگذاری کرمانشاه به اعتبار لقب
بهرام چهارم
ساسانی
ملقب به
کرمان شاه
که پادشاهی کرمان در جنوب شرقی ایران را عهده دار بوده ،نیست. و در هیچ یک از
منابع معتبر،اشاره ای به این موضوع نشده که کرمانشاهان را به جهت لقب بهرام
چهارم ساسانی بدین نام خوانده اند،بلکه اکثر مورخان وجغرافی نگاران مشهور
چون ابن بلخی،
طبری،مستوفی
و...
بهرام ، پسر
شاپور
را برای اینکه حکومت کرمان را عهده دار بوده است، به کرمان شاه ملقب کرده
اند.
ابن بلخی،
مؤلف کتاب
فارس نامه،
می نویسد:
(بهرام
بن شاپور
ذی
الاکتاف...را از بهر آن
کرمانشاه
گفتندی که بروزگار پدرش و برادرش کرمان اورا داشت ومردی به خویشتن
مشغول...).(11)
به هر حال با
بررسی ومطالعه ی منابع پارسی وغربی ،ملاحظه می شود که همه ی این منابع متفق
القول اند که کرمانشاه اصل وقرماسین
معرب
آن است .
تغییر
نام کرمانشاه پس از انقلاب اسلامی!!:
از هزاران سال
پيش
،نام کرمانشاه به شکل های گوناگون در آثار ومتون تاريخی ،جغرافیایی و ادبی
ايران زمين وهمچنين ساير ملل دنيا ثبت وضبط شده است .
اين
نام بيانگر هويت تاريخی این منطقه
وریشه ای است که در دل فلات ایران تنیده است.
بنابراین
تغییر نام
مکانهای جغرافیایی که در بستر تاریخ آمیده اند،بدون مستندات تاریخی وتبدیل
ناروا ونابجای آنها بويژه شهرها واستانها که اصالت تاریخی واجتماعی دارند،عملی
است نادرست واحیانا زیان آور ونقض غرض بوده وموجب پاک کردن هویت تاریخی یک
منطقه وگمنام کردن آن در تاریخ
اجتماعی وفرهنگی یک جامعه می شود.
پس
از انقلاب اسلامی
و استقرار حکومت جمهوری اسلامی به جای حکومت سلطنتی که طبعا بر اساس و پایه ی
تعصب تازه و تند ، مقام و عنوان و شخصیت شاه از میان برداشته شد، به تصور
اینکه میان نام شهر کرمانشاه یا استان کرمانشاه یا استان کرمانشاهان،با عنوان
و مقام شاهی ایران زمین ،رابطه ی خاطی وجود دارد ،نام
کرمانشاهان را بدون هیچ گونه توجیه علمی و تاریخی برداشتند
و به ترتیت:
قهرمان شهر!!،
ایمان شهر!!،و باختران
را به جای آن نهادند.
اما خوشبختانه
نامه ای توسط نمایندگان شهر کرمانشاه و استان کرمانشاهان در مورد تغییر نام
استان باختران به استان کرمانشاهان به عنوان هیات دولت تهیه و سپس تایید شد و
نام این استان به نام اصلی و سابق آن بازگردانده شد.
سنندج:
سنندج شهر
جدیدی است که
در دوره ی صفویه بناگردیده وسلیمان خان اردلان والی کردستان در زمان سلطنت
شاه صفی به سال 1046ه.ق آنرابنا کرده کرده و
سنه دژ
(قلعه ایی درپای کوه)نامیده است. درباره وجه تسمیه ی آن میگویند چون درون شهر
تپه ای است
ودژ مستحکمی
که بقایای آن وجود دارد، بروی تپه قرار داشته است،لذا به
سه دژ
یا
سنه دژ
شهرت يافته ودر طول زمان
سنه دژ
به
سنندج
مبدل گردیده است.
================================================================================
ارسال کننده :
رشته تحصيلي :
مقطع :
استان :
شهرستان :
|