حفظ قرآن به دو شكل ممكن است
: 1 . حفظ ترتيبى 2 . حفظ موضوعى [حـفـظ ترتيبى ] يعنى حفظ آيات از
ابتداى قرآن تا پايان آن .] حفظ موضوعى ] به معناى حفظ آيات دسـتـه
بـنـدى شـده در مـوضـوع هـاى مـتـفـاوت است كسانى كه از حافظه ى متوسط
و وقت بـيـش تـربرخوردارند, شايسته است در مسير حفظ ترتيبى گام بردارند
.
براى آنان كه از حافظه ى مـتـوسـط يـا فرصت كافى بى بهره اند,
حفظموضوعى يا حفظ بعضى از سورهاى كوچك و داراى فضيلت سودمندتر است .
كسانى كه به هيچ وجه توان حفظ آيات قرآن راندارند, بايد بسيار سجده به
جـاى آورنـد .
يـكـى از يـاران پـيـامـبراسلام (ص ) نزد حضرت آمد و گفت : قرآن از
ذهنم رميده ونگهدارى اش برايم دشوار شده است . حضرت فرمود: [لا تحمل
عليك ما لا تطيق و عليك بالسجود [
(112) كارى
كه توان انجامش را ندارى , انجام مده , و بر تو بادسجده كردن . مراحل
حفظ قرآن حفظ قرآن مراحلى دارد . كه رعايت آن ها بسيار سودمند است .
اين مراحل عبارت است از :
حـفـظ جـزء اول قرآن از حفظ
جزء دوم مشكل تر است , و حفظجزء دوم از جزء سوم دشوارتر .
بدين سبب , يكى ازدانشمندان مى گويد: هركه پنج جزء قرآن را حفظ كند ,
بايد به حفظ كل قرآن اميدوار باشد . حـفـظ قـرآن در آغاز كار دشوارتر
است و هر چه پيش تر رويم ,دشوارى ها كم تر مى شود .
از اين رو, شـايـسـته است براى جلوگيرى ازدلسردى حفظ رااز آسان ترين
مكان آغاز كنيم .
موارد زير براى شروع حفظ مناسب ترين آيات شمرده مى شود: الف ) فهرست
سوره هاى قرآن ب ) جزء سى ام ج ) داستان هاى قرآن در بسيارى از كشورها,
جزء سى ام قرآن - كه سوره هايش كوچك و يادگيرى اش تا اندازه يى آسان تر
است - با عنوان عم جزء جداگانه چاپ مى شود و متن درسى قرار مى گيرد .
نـخـست بايد سوره يا جزءمورد
نظر را تقسيم بندى كردو سپس به حفظ آن پرداخت .
با اين روش , حجم آيات سوره يا جزء كم تر و كارحافظ آسان تر مى نمايد
پس از تقسيم بندى سوره يا جزء, نوبت به حفظ مى رسد .
براى حفظ دو راه وجود دارد: الف ) حفظ آيات بر اساس صفحه ب ) حفظ آيات
بر اساس شماره در راه اول , به طور متوسط سهميه ى هر روز يك صفحه است .
اگر كسى اين شيوه را انتخاب كرد, بـايـد تا آخر قرآن بدان پاى بند
ماندو بر اساس صفحه پيش رود . در شيوه ى دوم , مناسب ترين راه اين است
كه آيات پنج تا پنج تا به خاطر سپرده شود, زيرا كسى كه شماره هاى 1 و 5
و 10 و ...
را حفظ كـنـد, شـماره هاى بين آن ها را ناخودآگاه به خاطر مى سپارد و
براى اين كار به تمركز شديد فكر نـيـاز نـدارد . بـاايـن روش ,
خـوانـدن قرآن از آخر به اول نيز دشوارنيست و با اندكى تمرين امكان
پذيراست .
بـايـد تـنـها پس از به خاطر سپردن دقيق يك آيه سراغ آيه ى ديگررفت ,
وقتى آيه ى دوم به خاطر سـپـرده شـد , بايد دو آيه با هم تكرارشود و پس
از اطمينان كامل , حفظ آيه ى سوم آغاز گردد .
بر ايـن اسـاس , وقـتـى پـنـج آيه به خاطر سپرده شد, بايد آن قدر به
تكرار شان ادامه داد كه در ذهن اسـتقرار يابد .
پس از اين مرحله , بايد آيات پنج گانه هر روز دست كم پنج بار با فاصله
تكرار شود تا در ذهن اثر عميق نهد .
يك روان شناس مى گويد : به خاطر داشته باش كه نيمى از آنچه امروز مى
خوانى پس ازنيم ساعت فراموش خواهى كرد , و 23 آن را پـس از 9 سـاعـت و
34 آن رادر مـدت 6 روز و 45 آن را نـيـز در عـرض يـك مـاه از يـاد
خواهى برد .
بنابر اين , راه تثبيت آيات در ذهن تكرار روزانه ى آن ها درفاصله هاى
مختلف و منظم است .
در روز بـعد, بايد ابتدا پنج آيه ى روز پيش را چندين بار از حفظ خواند
و سپس به حفظ پنج آيه ى بعدروى آورد . به كارگيرى دقيق اين شيوه , حفظ
قرآن كريم را آسان مى سازد .
در پـايـان ايـن بخش , بايد ياد آور شد كه براى حفظ آيه ى طولانى مى
توان آن را به دو يا سه بخش تقسيم كرد و در مدت دو يا سه روز به خاطر
سپرد .
آنچه به حفظ قرآن كمك مى كند
و محفوظات قرآنى را متقن ومستحكم مى سازد, كيفيت است نه كـمـيـت . خوب
به خاطر سپردن ,بيش از حجم محفوظات اهميت دارد .
پس بايد به تكرار - حتى اگر به طولانى شدن بسيار زمان حفظ قرآن بينجامد
- ارج نهاد, زيرا تكرارپيوسته ى محفوظات بر دوام و استحكام آن ها مى
افزايد .
نـگهدارى هر پديده يى از
ايجاد آن دشوارتر است . اين قانون در[حفظ قرآن [ نيز جارى است .
پس از مـرحـلـه ى دشـوار حـفظ, بايد درانديشه ى مرحله ى دشوارتر تثبيت
محفوظات بود .
تثبيت آيات درذهن به چند شكل زير انجام مى پذيرد: 1- تكرار 2- گوش
سپردن به نوارهاى قرآنى 3- نوشتن آيات در اين ميان , نيرومندترين و
مؤثرترين ابزار تكرار است كه در بحث آينده از آن , سخن گفته خواهد شد .
شيوه ى تكرار تكرار خود به شكل هاى گوناگونى نيز تحقق مى يابد, براى
مثال مى توان به سه شيوه ى زير اشاره كرد :
قـرائت قـرآن در نمازهاى
واجب و مستحب , نوعى تكرار شمرده مى شود .
در نماز واجب بايد بعد از سـوره ى حـمـد يـك سـوره ى كـامل قرائت شود,
ولى در نماز مستحبى بعد از حمد هر مقدار آيه خوانده شود, كافى است و
نماز صحيح است .
بااجراى اين روش , مى توان به تكرار محفوظات قرآنى پرداخت و آن هارا در
ذهن متقن و مستحكم ساخت .
حافظ قرآن بايد روزانه بخشى
از وقت خويش رابه تكرارمحفوظات اختصاص دهد . هركس با توجه بـه حـافظه و
موقعيت خويش مى تواند زمان مورد نياز براى تكرار خود را در يابد, ولى
تجربه نشان مى دهد كه بايد هر 10 روز يا حداكثر 30 روز به تدريج همه ى
محفوظات قرآنى تكرار شود .
از آن جا كه قرائت هر جزء به طورمتوسط نيم ساعت وقت مى خواهد, مى توان
جدول زير را, به عنوان روش مطمئن استقرار محفوظات در ذهن , به عاشقان
قرآن ارائه داد: نوع حافظزمان لازم براى تكرار در روز كل قرآن يك ساعت
و نيم 20 جزء يك ساعت 10 جزء نيم ساعت 5 جزء يك ربع نـاگـفـته نماند,
مهم تلاوت قرآن است نه مرور آن در ذهن .
افزون براين , بايد زمان تكرار در تمام روز تـقـسـيـم شود, براى مثال
بهتر است حافظ كل قرآن زمان يك ساعت و نيم تكرار را به 3 نيم سـاعـت
تـقـسـيـم كند: نيم ساعت صبح , نيم ساعت ظهر و نيم ساعت پيش از خواب
شبانه .
البته مطلوب آن است كه حافظ به زمان هاى ياد شده بسنده نكند و از هر
فرصتى براى تكرار و استحكام محفوظاتش بهره گيرد . خداوند مى فرمايد:
[فاقرؤا ما تيسر من القرآن [ .
(116) هر
قدر ممكن است قرآن تلاوت كنيد . در پـايـان ايـن بخش , ذكر روش استاد
طبلاوى در تكرار آيات , به عنوان يك الگو, سودمند به نظر مـى رسـد .
او روز جـمعه تكرار رامى آغازد و سوره هاى بقره , آل عمران و نساء را
به پايان مى رساند .
روزيـكشنبه از ابتداى سوره ى يونس تا آخر نحل مى خواند و بر اساس تقسيم
بندى خويش , تا پايان هفته يك بار قرآن راختم مى كند . اومى گويد :
اختصاص داده ام و آن را به سرعتى بيش من براى مرور قرآن هر روز دو ساعت
و نيم وقت از ترتيل تلاوت مى كنم , چرا كه تلاوت با تجويد زمان بيش ترى
مى طلبد .
سهم هر روز من اين است كه در هرنيم ساعت يك جزء بخوانم و اين دو ساعت
ونيم را به اين طريق در روز تقسيم كرده ام كه صـبح يك ساعت يعنى دو
جزء, عصر يك ساعت يعنى دو جزء و هنگام خوابيدن نيز نيم ساعت يعنى يك
جزء كه روى هم رفته پنج جزء را قرائت مى كنم .
يـكـى از راه هاى تكرار
محفوظات قرآنى , عرضه بر ديگران است .
حافظ قرآن هنگام عرضه به نقاط ابـهـام و ضـعـف خـود پـى مـى برد
ومحفوظاتش متقن ومستحكم مى گردد . پيامبر اسلام (ص ) كـه فـصـيـح
تـريـن مـردم اسـت و قـرآن را از جـبـرئيل دريافت مى كرد - در ماه
رمضان هر سال محفوظاتش رابر جبرئيل عرضه مى داشت .
صحابه نيز محفوظات خويش را بر پيامبر عرضه مى كردند تا بردرستى اندوخته
هاى قرآنى شان مهر تاييد زنند و اطمينان يابند .
حافظ قرآن مى تواند با شركت در محافل حفظ يا گزينش دوست به تكرار آيات
بپردازد يا دست كم محفوظات خود را بر يكى از بستگان و آشنايانش عرضه
كند .
در حـفظ قرآن , به ويژه
دراثناى آن , با مسئله يى به نام حفظ [آيات همانند ] روبه رو مى شويم .
براى حـفـظ ايـن آيـات , بايد آن ها را چندبرابر آيات ديگر تكرار كرد
تا از دوام بيش ترى برخوردار شوند, آيات همانند به شكل هاى مختلف ديده
مى شوند .
گاه دو يا چند آيه ,جز دريك يا دو حرف يا كلمه , باهم شبيه اند, مانند
آيات 84 آل عمران و136 بقره : [قـل امنا باللّه و ما انزل علينا و ما
انزل على ابرهيم و اسمعيل واسحق و يعقوب والاسباط و ما اوتى موسى و
عيسى و النبيون من ربهم لانفرق بين احدمنهم و نحن له مسلمون [.
] قـولوا امناباللّه و ما انزل الينا و ما انزل الى ابراهيم و اسمعيل
واسحق و يعقوب والاسباط و ما اوتى موسى و عيسى و ما اوتى النبيون من
ربهم لا نفرق بين احدمنهم و نحن لهمسلمون
ايـن دو آيـه در كـلمات :[قل و قولوا], [علينا و الينا] و [على ابراهيم
و الى ابراهيم ] با يكديگر تفاوت دارند . افزون براين , در آيه ى دوم
واژه ى [و ما اوتى ] دوبار تكرار شده است .
اين همانندى به شكلى ديگر در سوره ى انشراح ديده مى شود: [فان مع العسر
يسرا .
ان مع العسر يسرا .[
اين دو آيه تنها در فاى آغازين تفاوت دارند . گاه اين شباهت تنها در
پايان آيات است , مانند آيات 1 احزاب و30 دهر: [يا ايها النبى اتق
اللّه و لا تطع الكافرين و المنافقين ان اللّه كان عليما حكيما .] و ما
تشاؤن الا ان يشاء اللّه ان اللّه كان عليما حكيما [
زمانى نيز اين تشابه تنها در صدر آيات است , مانند آيات 10 و116 آل
عمران : [ان الذين كفروا لن تغنى عنهم اموالهم و لا اءولادهم من اللّه
شيئا و اولئك هم وقود النار [.
] ان الـذيـن كـفـروا لـن تـغـنـى عـنـهـم امـوالـهـم و لا اءولادهـم
مـن اللّه شـيـئاو اولئك اءصحاب النارهم فيهاخالدون ] گـاه دو آيه با
يكديگر همانند است , ولى كلمات متفاوت نيزدرآن ها به چشم مى خورد,
مانند آيات 100 و 149 آل عمران : ] يا ايها الذين آمنوا ان تطيعوا
فريقا من الذين اوتوا الكتاب يردوكم بعد ايمانكم كافرين [.
] يا ايها الذين آمنوا ان تطيعوا الذين كفروا يردوكم على اعقابكم
فتنقلبوا خاسرين [ .
بـرخـى اوقـات تـنـها عبارت ميانى دو آيه با يكديگر شبيه است ودر صدر
و پايان شان تفاوت ديده مى شود, مانند آيات اول صف وجمعه : [سبح للّه
ما فى السموات و ما فى الارض و هو العزيز الحكيم [ .
] يسبح للّه ما فى السموات و ما فى الارض الملك القدوس العزيز الحكيم
.[
بـى تـرديـد شـكل هاى همانندى بسيار است و بررسى همه ى آن هاما رااز
هدف اصلى باز مى دارد . آنـچـه بـديـن مـجـمـوعه مرتبط است ,شيوه ى به
خاطر سپردن آن هاست .
دراين باره , روش هاى متعددى وجود دارد كه عبارت است از :
براى حفظ و استقرار آيات همانند, بايد آن ها را چند برابرآيه هاى معمولى تكرار كرد .
[ مـقـايـسـه ] يعنى كنار هم
قرار دادن آيات همانند و به حافظه سپردن دقيق موارد اختلاف آن ها,
بـراى مـثـال وقـتـى آيـه هـاى 136 بقره و 84 آل عمران را كنار هم مى
نهيم و دقت مى كنيم , در مـى يـابـيـم كه آيه ى 136 بقره كلمه ى
[قولوا] دارد و آيه ى 84 آل عمران [قل ] دراولى [الى ] و در ديـگرى
[على ] ديده مى شود . افزون براين , در اولى [اوتى ] دوبار تكرار شده
است . پس اين دوآيه در سه مورد با يكديگراختلاف دارند .
وقتى آيات همانند را يك جا قرار دهيم و بايكديگرمقايسه كنيم , در حافظه
بهتر جاى مى گيرند و از دوام بيش ترى برخوردار مى شوند .
يـكى از بهترين و سودمندترين
راه هاى حفظ آيات همانند, روش [تناسب صدر و ذيل ] است كه در فـن بديع
[تمكين [
(121) خوانده مى شود .
تمكين يعنى آن كه ذيل آيه با صدر آن در معنا تناسب دارد,براى مثال
درآيه 103 انعام مى خوانيم : لاتدركه الابصار و هو يدرك الابصار و
اللطيف الخبير .
] او خدا] را هيچ چشمى در نمى يابد و او بينندگان رامشاهده مى كند, و
او نامرئى وآگاه است . بـى تـرديـد وقـتـى چـيـزى لطيف باشد چشم ها از
ديدنش ناتوانند . بنابراين , كلمه ى [اللطيف ] با جـمـلـه ى [لاتدركه
الابصار] مناسبت دارد .
افزون براين , هركس از حقيقت اشيا آگاه باشد, خبير خوانده مى شود . پس
كلمه ى [الخبير] با جمله ى [و هو يدرك الابصار] متناسب است .
در آيه ى16 نساء نيز مى خوانيم : [و الذان ياءتيانها منكم فاذوهما فان
تابا و اصلحا فاعرضواعنهما ان اللّه كان توبا رحيما .[
هـركـس از مـسـلـمانان كردار ناشايست مرتكب شود چه زن چه مرد, آن ها
را با سرزنش بيازاريد .
چنانچه توبه كردند, متعرض آنها نشويد, زيراخداوند توبه ى خلق رامى
پذيرد و مهربان است .
در صدر اين آيه , جمله ى [فان تابا و اصلحا] و در پايان آن صفات
[توابا] و[رحيما] ذكر شده است كه با [تابا] و [اصلحا] تناسب دارد .
البته گاه ميان كلمات و عبارات صدر و ذيل آيه به ظاهر تناسبى مشاهده
نمى شود, ولى با دقت و تامل بيش تر مى توان رگه هاى تناسب راشناسايى
كرد .
] قرداد] يعنى رمزى كه حافظ
قرآن براى به خاطر سپردن دقيق آيات همانند درست مى كند .
البته ايـن رمز گاه معنا و مفهوم روشنى ندارد و تنهاحافظ را در تداعى
الفاظ آيات يارى مى دهد, براى مثال در آيات 176 و 177 و 178 سوره ى آل
عمران به ترتيب مى خوانيم : [ولايحزنك الذين ...
و لهم عذاب عظيم .
] ان الذين اشترو ...
و لهم عذاب اليم .
] و لايحسبن الذين ...
و لهم عذاب مهين .
] بـراى حـفظ آخر اين آيات - كه با يكديگر همانند است - قرارداد[عام ]
سودمند مى نمايد .
سه حرف [ع ], [الف ] و [م ] به ترتيب حروف آغازين كلمات [عظيم ], [اليم
] و [مهين ] است و نشان مى دهد كه ايـن كـلـمـات بـه تـرتيب [عظيم ,
اليم و مهين ] دراين سه آيه آمده است
در آيه ى154 آل عمران مى خوانيم : ثم انزل عليكم ...
و ليبتلى اللّه ما فى صدوركم و ليمحص ما فى قلوبكم ...
درايـن آيـه , كـلمه هاى [صدوركم ] و [قلوبكم ] به طور معمول اشتباه مى
شود .
در اين جا, مى توان مـقـدم بـودن حـرف [ص ] بـر [ق ] درحـروف الفبا را
رمز قرار داد و در زمان ترديد با توجه به اين رمزدريافت كه [صدوركم ]
پيش از [قلوبكم ] قرار دارد .
اين قراردادهابيش ترشخصى و مبهم است , ولى رمزهاى غيرمبهم و قابل
استفاده براى همگان نيز وجود دارد كه چند نمونه از آن عبارت است از: 1
- در قرآن همواره كلمه ى [ولى ] بر [نصير] مقدم است , مانندآيات زير: و
اللّه اعلم باعدائكم و كفى باللّه وليا وكفى باللّه نصيرا .
(124) واجعل
لنا من لدنك وليا واجعل لنا من لدنك نصيرا .
(125) ومالكم
من دون اللّه من ولي و لا نصير .
2-در قرآن هميشه [سميع ] پيش از [عليم ] آمده است , مانندآيات زير:
ربنا تقبل منا انك انت السميع العليم .
(127)
فسيكفيكهم اللّه و هو السميع العليم .
(128) ان
اللّه سميع عليم .
(129)
منبع: http://quran.al-shia.com/fa/id/0/view.php?input=item/06.html
آداب
حفظ قرآن
1ـ حفظ قرآن را از كودكى به
فرزندانمان بياموزيم;
2ـ هنگام حفظ, روخوانى قرآن را
بدرستى آشنا باشيم;
3ـ آيات را بالحن و لهجه عربى
همراه با تإمل و دقت حفظ كنيم;
4ـ روش ترتيل را بياموزيم و با
همين روش آيات را فراگيريم;
5ـ از يك جلد قرآن خوش خط و
معين استفاده كنيم;
6- روزى نيم ساعت تمرين داشته
باشيم و كم كم مدت آنرا زياد كنيم;
7ـ در اوقات منظم مثلا هر روز
ساعت 7 صبح به حفظ بپردازيم;
8ـ حفظ را با سوره هاى كوچك
آغاز كنيم;
9ـ يك بار به صورت كند, يك بار
به صورت متوسط و بار ديگر به صورت تند تمرين كنيم;
10ـ هنگام عصبانيت, گرسنگى,
تشنگى و خواب آلودگى حفظ نكنيم;
11ـ شماره آيات و صفحه قرآن را
بخاطر داشته باشيم;
12ـ حفظ قرآن نياز به تكرار
مداوم دارد.;
13ـ در مسافرت ها مى توانيم
بيشتر به تكرار بپردازيم;
14ـ براى حفظ, از قرآن هاى
ترجمه شده استفاده نكنيم;
15ـ آيه هاى طولانى و سور
طولانى را مى توانيم بخش بخش كنيم;
16ـ در حفظ آيات شبيه به هم
حفظ شماره آيات و دقت بيشتر لازم است;
17ـ حفظ قرآن به صورت مباحثه
دونفرى آسان تر و مفيدتر است.
*****************
منبع :
balagh.net
آنـچـه گذشت , شرطهاى اصلى حفظ قرآن بود به گونه يى كه اگرخللى بدان ها وارد آيد, حفظ امكان پذيرنيست . در اين فرصت , به عواملى كه [حفظ] را مفيدتر و پربارتر مى سازد, مى پردازيم .
حفظ كتاب خداوند, توفيقى
است كه جز به يارى آن حضرت رفيق راه انسان نمى شود .
بدين سبب , نـمـاز, دعـا
(103) و تـوسـل را ازضـروت هـاى
مـسـيـر حـفـظ شمرده اند .
مرحوم طبرسى در مـكـارم الاخـلاق به دو نوع نماز حفظ اشاره كرده
است : يكى نماز تقويت هوش و حافظه و ديگرى نـمـاز حـفـظ قـرآن .
دربـاره ى نماز حفظ قرآن مى گويد: شب يا روز جمعه چهار ركعت نماز
مى گزارى , در ركعت اول سوره ى حمد و يس , در ركعت دوم حمد و حم
دخان , در ركعت سوم حمد و حـم سجده و در ركعت چهارم حمد و تبارك
الملك .
بعداز پايان نماز, نخست خداوند را ستايش مـى كـنـى . سـپـس بـر
پـيـامـبـر وخـانـدانـش درود مى فرستى و براى مؤمنان صد بار آمرزش
مى طلبى .
آن گاه مى گويى : [الـلـهـم ازجـرنـى بـتـرك مـعـاصـيـك ابـدا ما
ابقيتنى وارحمنى من ان اتكلف طلب مالا يعنينى وارزقـنـى حـسـن
الـنـظـر فيما يرضيك عنى اللهم بديع السموات و الارض ذاالجلال و
الاكرام و الـعـزة الـلـتـى لاتـرام . يـااللّه , يـارحمن ,اساءلك
بجلالك و بنور وجهك ان تلزم قلبى حفظ كتابك الـقـرآن الـمنزل على
رسولك و ترزقنى ان اتلوه على النحو الذى يرضيك عنى . اللهم بديع
السموات والارض , ذاالجلال والاكرام والعزالذى لا يرام . يااللّه
,يارحمن,اساءلك بجلالك و بنور وجهك ان تنور بـكـتـابك بصرى و تطلق
به لسانى و تفرج به قلبى و تشرح به صدرى وتستعمل به بدنى و تقوينى
عـلـى ذلـك و تـعـيـننى عليه , فانه لايعين على الخير غيرك و
لايوفق له الا انت . لا حول و لا قوة باللّه العلى العظيم [.
(104)
وضـو گرفتن , قصد قربت و رو به قبله نشستن , علاوه بر اين كه خود عبادت است ,در روان حافظ تاثير مى نهد واو را از آرامش سرشارمى سازد .
چـنـان كـه نـوجـوانى و
جوانى بهترين فصل حفظ مطالب است ,هنگام صبح و نشاط اول روز نيز
بـرترين وقت حفظ به شمار مى آيد .
دراين زمان , مغز انسان آماده تر است و بدن و طبيعت هر دو از
آرامـش خاص برخوردارند .
افزون بر اين , در سحرگاه بركات فراوان نهفته است .
وقتى امام محمد بـاقـر(ع ) به فرمان هشام بن عبد الملك ازمدينه سوى
شام سفر مى كرد, گروهى از مسيحيان را ديد كه درون غارى گام مى
نهادند , حضرت پرسيد: در چنين روزى عيد گرفته اند؟ گـفتند: خير,
به سوى يكى از دانشمندان خود مى روند .
آن هاهرسال يك بار در چنين روزى او را ازكوه خارج مى كنندو آنچه مى
خواهند از وى مى پرسند . امام فرمود: آيا دانشى دارد؟ گـفـتـنـد:
آرى , از داناترين مردم است .
آن گاه حضرت چهره ى خودرا پوشاند و با يارانش همراه مسيحيان سمت آن
دانشمند نابينا وكهنسال حركت كرد, مرد كهنسال به يارى حس نيرومندش
, سمت امام اشاره كرد و گفت : مرد, از ما هستى يااز امت محمد؟ امام
فرمود: از امت محمد(ص (.
پير پرسيد: براى پرسيدن آمدى يا پرسيده شدن ؟ امام فرمود: بپرس .
مرد كهنسال بسيار پرسيد . وپاسخ شنيد . آن گاه گفت : بنده ى خدا,
كدام ساعت نه بخشى از شب است نه بخشى از روز, واگر ازهيچ كدام نيست
,چيست ؟ امـام بـاقـر(ع ) فـرمـود : فاصله ى طلوع فجر تا طلوع
آفتاب نه جزءشب است نه جزء روز .
زمانى از زمـان هاى بهشت است كه در آن بيماران درمان مى يابند و
روزى بندگان خدا تقسيم مى شود, و ساعت رحمت و خيرو بركت است .
از اين داستان در مى يابيم اين زمان زمانى معنوى است و شايسته است
حفظ قرآن در چنين وقتى تحقق يابد . خداوند مى فرمايد: [ان قرآن
الفجر كان مشهودا [ نماز صبح مورد مشاهده است . مـراد از[قـرآن
الـفـجـر] نماز صبح است .
بر اساس روايات شيعه وسنى , در ميان نمازهاى روزانه نماز صبح مورد
مشاهده ى فرشتگان شب و روز قرار مى گيرد, زيرا در آغاز صبح فرشتگان
شـب جـاى خـودرا به فرشتگان روزمى سپارند و دراين تعويض جايگاه ,
نماز مردمان راديده , برآن گواهى مى دهند .
براى بيدار شدن به هنگام طلوع فجر, توجه به نكات زير سودمندمى
نمايد: الف ( خفتن در اوايل شب ب ) شب هنگام غذاى اندك خوردن ج )
خواندن آيه ى آخر سوره ى كهف
مكان مناسب اگـر مـكان مطالعه پرسروصدا, بسيار سرد يا بسيار گرم و نامناسب باشد, انسان دچار تشتت فكر مى شود . اين نكته در [حفظ قرآن ] ازحساسيت ويژه برخورداراست , زيرا حفظ قرآن به تمركز شديد فكرنياز دارد . البته پس از به خاطر سپردن آيات , تكرار آن به اين اندازه تمركز نيازمند نيست و مى تواند در مكان هاى شلوغ نيز تحقق يابد .
هـنـگـام به خاطر سپردن
قرآن , تمركز فكر بسيار ضرورت دارد . پس بايد عوامل عدم تمركز فكر
و حـواس پرتى را شناسايى كرد و در رفع آن ها كوشيد .
اين عوامل , در اشخاص مختلف متفاوت است ومى توان آن ها را به دو
نوع تقسيم كرد: الف ) درونى ب ) بيرونى عـوامـل [درونـى ] بـه
معناى اسبابى است كه در درون انسان جاى دارد, مانند اندوه و اضطراب
و نگرانى . كسى كه در دام اين عوامل گرفتار آمد, بايد حفظ قرآن
راكنار نهد و نخست در نابودى اين عـوامل بكوشد .
مراد از عوامل [بيرونى ], عوامل محيطى است , مانندسروصدا و صحنه
هاى مشغول كننده .
اين امور از بازدهى حفظمى كاهد و چه بسا موجب دلسردى و نوميدى
انسان مى گردد .
يـكـى از نـكـات بـسيار
مهم و مؤثر در حفظ قرآن , مسئله ى انتخاب قرآن است .
بايد از آغاز تا پايان حفظ, حتى براى مرور, از يك قرآن استفاده كرد
.
استفاده از قرآن هاى مختلف ذهن را دچار مشكل مى كندوتصوير آيات و
صفحات را به هم مى ريزد . بهتر است , با توجه به مكان و زمان حفظ
ومرور, از قطع هاى گوناگون يك قرآن استفاده شود,براى مثال در خانه
و محل كار از قطع بزرگ و در غير ايـن مـوارد ازقـطـع جـيـبـى بـهره
برد .
البته قرآنى كه انتخاب مى شود, بايد ازويژگى هاى زير برخوردار
باشد: الف ) سادگى متن و زمينه ب ) عدم ترجمه هـنگام حفظ قرآن توجه
به ترجمه ما را از مسير اصلى حفظ دورمى سازد . بنابراين , بهتراست
پيش از آغاز حفظ درباره ى ترجمه ,تفسير اجمالى آيات و برخى از شان
نزول ها آگاهى به دست آورد .
آشـنـايى بازبان عربى و
ترجمه و تفسير اجمالى آيات , در حفظقرآن بسيار سودمند است .
به خاطر سـپـردن كـلـمات و الفاظ, بدون توجه به معانى , كار حافظ
را سخت مى كند و سبب مى شود آيات بـه طـور صـحـيـح در ذهن جاى
نگيرد . اين امر چنان مهم است كه مى توان آن را مؤثرترين عامل
پـيـشـرفـت در حفظ قرآن به شمار آورد .
آشنايى بازبان عربى , آيات را دلنشين تر مى سازد و سبب علاقه و
اميدوارى فزون تر حافظ مى گردد .
كـسـانـى كه در انديشه ى شركت در مسابقات سراسرى قرآن به سرمى برند, بايد درباره ى تجويد قـرآن آگـاهـى كـافـى داشـتـه باشند . يادگيرى احكام تجويد از دو راه امكان پذير است : مربى و نـوارهاى قرآن . در اين راستا, سفارش مى شود علاقه مندان از همان آغاز قرآن رابا رعايت تجويد به خاطر سپارند تا هنگام خواندن آيات لحن آنان ازويژگى احكام تجويد برخوردار باشد .
حـافظان با تجربه
(109) بر اين باورند كه گوش
سپردن به نوارهاى قرآنى براى حفظ كتاب خدا روشـى نـامـنـاسـب است ,
زيرا در اين شيوه حافظ به جاى تكرار پيوسته ى آيات به شنيدن بسنده
مـى كند و حافظه را با تكرار كلمات ورزيده نمى سازد .
اگر حافظه پيوسته به كار گرفته نشود, به تـدريـج سلول هاى مغز حالت
اثر پذيرى و ثمردهى را ازدست مى دهد و ديگر در برابر محرك ها به
انـدازه ى كـافـى حـسـاسـيت ندارد تا داده ها را بى درنگ بايگانى و
حفظ كند .
رمز اصلى حفظقرآن , تكرار الفاظ است نه شنيدن . به طور كلى ,آفات
گوش سپردن به نوار عبارت است از: 1 . تنبلى حافظه 2 . دير به مطلوب
رسيدن 3 . سستى و مستحكم نبودن محفوظات البته گوش دادن به نوارهاى
قرآنى , براى فراگيرى احكام تجويدو بالا بردن سطح آن سودمند و در
مواردى ضرورى است .
http://quran.al-shia.com/fa/id/0/view.php?input=item/05.html