Ensha

تقويت قوه تجزيه و تحليل دانش آموزان در درس انشا

رابعه گوكلاني-ناحيه يك گرگان

مقدمه :

داشتن اطلاعات عمومي و قدرت بحث و بيان نظرات و پيشنهادهاوقوه ي تجزيه و تحليل، مساله ي مهمي است كه يا در دانش آموزان ديده نمي شود و يا اگر هم باشد به صورت بسيار كم است .ما دانش آموزان ساعي و مستعد زيادي داريم كه در بيان مطالب درسي و پاسخ گويي به پرسش هاي معلم توانا هستند و حداكثر نمرات را كسب مي كنند ولي هرگز قادر به سخن گفتن و بيان انديشه و نظرات خود نيستند و همچنين توان شركت در بحث هاي گروهي و اجتماعي را نداشته نسبت به مسائل مطرح شده در كلاس نگرش نقادانه ندارند .انشا پرورش دهنده ي فكر و عقل است . زيرا قوه ي ابتكار و خلاقيت آدمي را به تحرك واداشته و آن را به كار مي اندازد به اين جهت اگر اندكي دقت نماييم متوجه مي شويم كساني كه اهل قلم و نوشتار خوبي هستند نسبت به افرادي كه از ضعف در اين خصيصه رنج مي برند ،از قوه ي تخيل و استنباط بالايي برخوردارمي باشند.اگر بخواهيم هدف هايي را براي درس انشا و نگارش دوره راهنمايي در نظر بگيريم يكي از اين اهداف، افزايش قوه تحليل و انتقاد ،شركت در فعاليت هاي اجتماعي و حضور در بحث هاي جمعي و مناظره مي باشد.دادن موضوعات رسمي و به اصطلاح كليشه اي و يا تكراري نمي توانند خواسته هاي ما و دانش آموزان را به درستي تأمين كرده ومارابه اهداف مورد نظر برساند .

توصيف وضعيت موجود :

من دبير ادبيات يكي از مدارس دخترانه دولتي گرگان به نام 12 فروردين مي باشم .مدرسه اي كه هم از نظر سطح آموزشي و هم به لحاظ سطح خانوادگي دانش آموزان خوب مي باشد . تعداد دانش آموزاني كه من با آنها سروكار دارم از هر لحاظ داراي امكانات نسبتا خوب هستند .آنها همه براي خواندن درس داراي انگيزه بوده ودردرس ها به رقابت مي پردازند. از نظر رفتاري و اخلاقي نيزبه دليل مراجعه مستمر اولياء و ارتباط با مربيان مشكل خاصي وجود ندارد. عليرغم علاقه مندي دانش آموزان به درس و فعاليت خوب آنها در فعاليت هاي آموزشي و تربيتي ، ساعت انشا كه مي تواند يك زنگ مؤثربراي بحث گروهي و اجتماعي و تمريني براي حضور در جامعه فردا باشد و دانش آموزان به تبادل نظر و بيان انتقادها و پيشنهادهاي خود بپردازند ،اماكمتر اتفاق مي آفتدكه آنها در مورد انشاي خوانده شده اظهار نظر كنند.به هنگام قرائت انشا توسط يكي از دانش آموزان ، همه ساكت گوش مي دهند و يك يا دو نفر هم مي گويند انشاي خوبي بود. وقتي سؤال مي شود كه از چه نظر خوب بود فقط به اين جواب بسنده مي كنند كه «از همه نظر خوب بود » و اين موضوع باعث مي شود كه اين فكر به ذهن من خطور كند كه آيا آنها واقعا انشاي دوست خود را با دقت گوش داده اند ياخير؟!و اينكه چگونه مي توانم قوه ي تجزيه و تحليل بچه هارا بالا ببرم و آنها را وادارسازم كه نظرات خود رابيان كنند ؟

گردآوري اطلاعات :

در اين زمينه ابتدا با همكاران خود صحبت كردم و از وضعيت كلاس نگارش آنها آگاه شدم آنها نيز از اين موضوع گله مند بودند و وضع مشابهي داشتند . وقتي بيشتر صحبت كرديم متوجه شديم كه مشكل فقط در كلاس هاي سوم است . مدير و معاونان مدرسه و معاون پرورشي عقيده ي ديگري داشتند.آنها مي گفتند: بچه هاي سوم در مراسم صبحگاهي فعال تر از دانش آموزان ديگر هستند و در رابطه با فعاليت هاي مدرسه مشاركت خوبي دارند . يكي از همكاران پيشنهاد داد كه از خود دانش آموزان پرسش شود كه اين كار انجام شد.همكار ديگري عقيده داشتند كه بايد از تجربيات همكاران ديگر در مدارس مختلف استفاده كنيم و با والدين تني چند از دانش آموزان كه فعاليت بسيار كمتري از ديگران دارند صحبت شود.از بچه ها سؤال شدكه چرادرساعت انشابيشترساكت هستندونظري نمي دهند؟پاسخ هاي مختلفي را البته به صورت كتبي نوشتند.خواندن نظرات آنها باعث شد كه متوجه شوم كه آنهاقادرندبه خوبي اظهار نظر كرده وحتي راه حل هاي جالبي نيز ارائه دهند ولي به صورت كتبي نه شفاهي .خواست اكثر بچه ها اين بود كه موضوعات درس نگارش را خود دانش آموزان انتخاب كنند و در رابطه با موضوع انتخاب شده كمي بحث نموده و براي جلسه ي آتي به صورت مكتوب انشا خود را بخوانند . يعني بچه ها به صورت شفاهي نظرات خود را درباره ي آن موضوع بگويند با يكديگر بحث كنند و بعداز نظرات يكديگر استفاده كرده وجمع بندي نمايند.يكي از دانش آموزان نوشته بود كه آنها هيچ وقت شيوه ي بحث گروهي و اظهار نظر در جمع را نياموخته اند و آموزش نديده اند . تمام نظرات و پيشنهادهاي جالب را با همكاران هم رشته ي خود در ميان گذاشتم اما قبل از به كارگيري اين شيوه ها و عمل به پيشنهادهاي دانش آموزان با چند نفراز والدين كه فرزندانشان در كلاس اصلا“ صحبت نمي كردند ، گفتگو كرده اما والدين آنها معتقد بودند كه بچه هاي آنهانه تنهاخجالتي نيستندبلكه درخانه شلوغ و پرسرو صدا هستند.از ‌آنها خواسته شد با بچه ها درباره موضوعات مختلف در منزل به بحث و تبادل نظر بپردازند و در موضوعات گوناگون نظر آنان را جويا شوند . و درباره ي مسائل و مشكلات خانوادگي آنها را سهيم كنندو به طور كلي يك بحث خانوادگي كوچك حداقل هفته اي يك بار در منزل داشته باشند و نتيجه را به ما اعلام كنند كه مورد قبول و استقبال آنان قرار گرفت .

انتخاب راه حل موقتي و اجراو نظارت بر آن :

در پي فرصتي مناسب براي به اجراگذاشتن پيشنهادهاي جالب تني چند از بچه ها بودم. براي شروع از دانش آموزان خواستم طي يك جلسه همه درباره خصوصيات اخلاقي و رفتاري خود و خانواده خود تقريبا دو دقيقه اي صحبت كنند تا با يكديگر بيشتر آشنا شوند و يك هفته فرصت دارند كه فكر كنند چه مطالبي را بايد بيان كنند بچه ها بسيار استقبال كردند . بعضي ها چون براي اولين بار در كلاس اين كار را انجام مي دادند كمي دستپاچه بودند وبراي شروع سخنراني و بيان مطالبي كه يك هفته تمرين كرده بودند كمي احساس اضطراب و دلهره داشتند ولي بعضي ديگر از اعتماد به نفس بالايي برخوردار بودند . من براي بچه ها توضيح دادم كه اين يك جمع دوستانه است وهمه ي ما اكنون اعضاي يك كلاس هستيم ومانند اعضاي يك خانواده بايد پشتيبان يكديگر باشيم و سعي كنيم اگر اشتباهي از سوي ما سر زد ديگران تذكر دهند تا اشتباه خود را اصلاح كنيم واگراعتماد به نفس داشته باشيم نه تنها از سخن گفتن در ميان دوستان خود هراس نخواهيم داشت بلكه با آسودگي خاطر به بيان نظرات خود پيرامون هر مطلبي خواهيم پرداخت. آنروز همه درباره خود و ويژگي هاي اخلاقي خود مطالبي را بيان كردند و از اين موضوع خوشحال بودند و از دوستان خود سؤال مي كردند كه آيا خود را به خوبي معرفي كرده اند يا نه ؟ سايردانش آموزان نيز اگر موردي بود تذكر مي دادند .كلاس بسيار با نشاط و خوبي بود كه همه در اداره آن شريك بودند و برخلاف زنگ هاي انشاي سابق همه حرف مي زدند بعد از پايان معرفي ، بچه ها موضوعاتي را پيشنهاد دادند تا هفته ي آينده درباره آن به بحث و تبادل نظر بپردازند و به اتفاق آرا موضوعي انتخاب شد . به اين ترتيب آنها يك هفته فرصت داشتند تا خود را آماده كنند البته تذكر داده شد كه حتما برگه هاي يادداشت نيز داشته باشند تا نظراتي كه به نظرشان جالب بود را يادداشت كنند و اگر هم نسبت به صحبت هاي همكلاسي خود انتقادي دارند و مي خواهند نظري بدهند ابتدايادداشت كنند تادرموقع مناسب مطرح شود . هفته بعد در باره ي موضوع مطروحه از طرف خودشان صحبت كردند . هريك نظرات خود را درباره موضوع بيان داشتند.

برخي نظرات ديگري را تأييد مي كردند و بعضي ديگر مخالف آن بودند.خلاصه آن روز به بحث و تبادل نظر گذشت البته چون عادت نداشتند كه انتقاد بشنوند مي توان گفت بعضي از دانش آموزان از انتقادات دوستان خود آزرده مي شدند ولي با توضيحاتي كه داده شد مبني براينكه انتقادها مي توانند مفيد و سازنده باشند تقريبا در جلسات بعد انتقادپذير نيز شده بودند در پايان هر بحث و گفتگو آنها ياد گرفته بودند كه مطالب را جمع بندي كنند .بعد از هر جلسه كه تبادل نظر و بحث گروهي در موضوع خاص انجام مي گرفت. دانش آموزان موظف بودند از روي جمع بندي انجام شده درباره ي موضوع مورد بحث انشايي بنويسند و در كلاس بخوانند و بچه هاي ديگر درباره ي آن نظر بدهند . جلسه ي اول ارائه نظر و بحث و انتقاد كمتر بود ولي هر جلسه كه جلوتر مي رفتيم انتقاد و ارائه ي پيشنهادهابيشتر مي شد . جنب و جوش و فعاليت خوبي در كلاس به وجود آمده بود حالا همه ي دانش آموزان صحبت مي كردند ،نظر خود را بيان مي كردند ، انتقاد مي كردند و در برگه هاي يادداشت خود مطالبي را مي نوشتند .

گردآوري اطلاعات (شواهد 2):

از ديگر همكاران هم رشته اي خود نيزجويا شدم كه آيا آنها از اجراي اين روش نتيجه گرفته اند يا خير ؟ آيا در دانش آموزان تغييري مشاهده نموده اند ؟ آنها نيز كاملا از تغيير رفتاري كه در دانش آموزان به وجود آمده بود راضي بودند و عقيده داشتند كه دانش آموزاني كه تا آن موقع هيچ صحبتي نمي كردند نظريات جالبي را ارائه مي دادند .از خود دانش آموزان نظرخواهي كردم كه آيا از روش جديد در كلاس راضي هستند ؟آيا متوجه ي تغييري در رفتار خود شده اند ؟آيا در كلاس هاي ديگر غير از ساعت انشا نيز قادر به بيان نظرات خود هستند ؟(كه البته اين نظرخواهي به صورت شفاهي برگزارشدزيرا دانش آموزان خودشان مايل بودندبه صورت شفاهي انجام گيرد .) اكثر دانش آموزان از وضعيت جديد راضي بودند و اظهار مي داشتند كه نه تنها در ساعت انشا بلكه در ساعات درسي ديگرنيزقادرند نظرات خود را عنوان كرده و به راحتي صحبت كنند. با شوق به سخنان دبيران خود گوش فرا دهند و مشتاق هستند كه نظرات خود را در كلاس در جمع دوستان و دبيران مطرح كنند . همكاران ديگر نيز اعتقاد داشتند كه تغيير محسوسي در رفتار دانش آموزان به وجود آمده و آنها درفعاليت هاي كلاسي مشاركت مي كنند . از سويي خانواده هايي كه موظف بودند هفته اي يكبار بحث خانوادگي داشته باشند با مراجعه به مدرسه بيان داشتندكه روابط والدين و بچه ها صميمانه و دوستانه تر شده و بچه ها از اينكه در بحث خانوادگي با پدر و مادر به گفتگو مي نشينند احساس خوبي دارندآنها اظهار مي داشتند كه بچه ها بحث خانوادگي و گروهي را بسيار خوب برگزار مي كنند و به آن اهميت مي دهند ،نظر مي دهند ، انتقاد مي كنند .وقتي اظهارات والدين را شنيدم و از نتيجه ي برگزاري بحث هاي خانوادگي مطلع شدم از بچه هاي ديگر خواستم كه اگر مي توانيدشمانيزچنين بحث هايي را با موافقت پدر و مادر در منزل برگزار كنيد.

ارزشيابي تأثير اقدام جديد و تعيين اعتبار آن و نتيجه :

باتغيير رفتاري كه دركلاس با آن مواجه بودم واظهارخود بچه ها مبني بر اينكه تغيير محسوسي در رفتار آنان به وجود آمده و مراجعه ي والدين به مدرسه و اظهار رضايت آنان و هم چنين با اظهار رضايت همكاران از ايجادتغييردر رفتار دانش آموزان به اين نتيجه رسيدم كه به هدف خود كه همانا پرورش قدرت تجزيه و تحليل و تفسير مسائل و بيان نظريات دانش آموزان توسط خودشان بود نايل آمده ام هر چند فعلا به نظرم به صورت ابتدايي پيش مي رويم ولي مطمئنم در طول يك سال تحصيلي مي توان با دادن تصويرهاي ذهني و عيني در دانش آموزان اين باور را بوجود آورد كه عقايد و رفتار و منش ديگران بايد مورد نقد و بررسي قرار گيرد و با معيارهاي اخلاقي و رفتارهاي مقبول و مورد پسند جامعه سنجيده شود و اين وظيفه ي آنهاست زيرا آينده سازان فرداي جامعه ي ما هستند . با توجه به داده هاي بدست آمده اميد مي رود كه مسؤولين و دست اندركاران بيش از پيش به اين درس توجه كرده تا زمينه ي ايجاد جامعه اي خلاق از طريق افرادي خلاق به وجود آيد .